نبود!

به دنبال این پاراگراف اول نوشته قبلی، یک مقدار لنگه دمپایی سمت ما پرت شد! حالا این مهم نبود، بعضی دوستان این چرندیات رو به سر توماس مور واقعی نسبت دادن، که یه کم جفا بود دیگه!

به هر حال، توضیح واضحات: پاراگراف اول نوشته قبلی جدی نبود؛ نقل قولی از کتابی یا شخصی هم نبود؛ یعنی چیزی بیشتر از یک مشت چرندیات به ظاهر جدی نبود؛ البته طنز هم نبود.... چون خیلی بیمزه بود!

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
مادر خانمی

سلام...........اپديت ۶ و ۱۸ اذرتون جالب بود......خصوصا ۱۸ اذر.........اين جمله از کتاب خيلی برام ملموس بود

....

آرمان شهر سرتوماس وآرمان شهریکه هرفرد درخیال خود به دنبال آن است و.........دستگاهه معادلاتی nمجهولی با m معلوم وشرایط مرزی فراوان.