جاده لغزنده است...

دیروز بعد از نزدیک 3 سال رانندگی با نسیمم* ، بالاخره یک تصادف نسبتاً حسابی کردم. دیروز صبح بارون خیلی شدیدی میومد. حدود ساعت 10، تو بزرگراه چمران و قبل از اینکه به تقاطع پمپ بنزین ولنجک برسم، میخواستم از یه وانت سبقت بگیرم که افتاد تو یه چاله آب و یه پالس(!) آب ریخت رو شیشه جلو من. برای چند لحظه زیر آب بودم و هیچی بیرون ماشین رو نمی دیدم! نا خودآگاه شدید ترمز کردم که لغزندگی زیاد خیابون،باعث شد ماشین از کنترل خارج بشه.  دیگه فرمون نسیم خیلی از من اطاعت نمی­کرد و ماشین شروع کرد به منحرف شدن به سمت همون وانت و هرچی فرمون رو به چپ می­گرفتم،فایده کافی نداشت. وانتی هم با بوقهای پیاپی من کنار نرفت....پام رو، روی ترمز نگه داشتم به این امید که وانت رد شه و به هم نخوریم،اما آخر، لبه سپر عقبش محکم خورد به جلوی ماشینم ( جلوتر از در سمت راست) و بوووم! بعد از ضربه هم ماشین باز داشت یه کم قیقاج می رفت که هر جور بود  قبل از برخورد به نرده های سمت چپ اتوبان، ماشین کنترل شد.

فکر کنم نسیم من یه 40-50 هزار تومنی پیاده شد  و دیگه باید از بیمه بدنش استفاده کنم. با ماشین قبلی،حدود 3سال پیش) یه تصادف اساسی داشتم. اما با نسیم، حتی تصادف این جوری هم بی سابقه بود. هرچند تصادف همچین جدی ای هم نبود و می تونست خیلی بدتر بشه....به خصوص یه نکته مثبت برای فکر کردن هست که
ماشین طرف چیزیش نشد و مصیبت افسر و کروکی و بیمه و خسارت و... تو اون بارون شدید و بعدش کلی علافی پیش نیومد.

*پا نوشت:

          نسیم : پراید سبز پشمی H-Back من(!) ( طیق نامگذاری شرکت سایپا) که از بدو تولدش  با من بوده است! از این موجود غیر زنده در این وبلاگ با این اسم یاد خواهد شد.   

/ 1 نظر / 7 بازدید
amir

سلام اقای مور، چطوری! خوشحالم که برای خودت تو تصادف اتفاقی نيفتاده. وبلاگ قشنگی داری. باز هم بهت سر می زنم. موفق باشی!