پای wireless فرودگاه

اول اینکه از حاضر نبودن در حماسه (!) اول اردیبهشت در استادیوم آزادی شدیداً احساس خسران میکنم! این دو سال اخیر، همیشه بازیهای هفته های آخر استقلال رو میرفتم استادیوم. این دفعه (بر خلاف اغلب هفته های دیگه لیگ برتر امسال)، بازی رو حتی زنده ندیدم. چند روز بعد، با تاخیر بالاخره شد. این چهارمین قهرمانیه استقلال در لیگ "ایران" ظرف مدتیه که من که دارم فوتبال رو تعقیب میکنم، یعنی ۲۰ سال اخیر(!)  : ۶۹، ۷۷، ۸۰، ۸۵. البته تا فصل ۶۸-۶۹ که لیگ ایران نداشتیم، جام حذفی بود فقط. لذا بیان دقیق اینه که این چهارمین قهرمانی استقلال در لیگ ایران ظرف 17 لیگیه که بعد از انقلاب برگزار شده. قبل از انقلاب رو هم که ما نبودیم گویا، آمار رو بی خیال.

راستی استقلالی ها: ۱۰ سال پیش، اردیبهشت ۷۵، حدوداً همین روزها، یادتونه که استقلال با ۲ تا گل قشنگ قلعه نویی تو فینال جام حذفی همین تیم برق رو تو همین استادیوم ۲-۰ برد (بازی برگشت) و قهرمان جام حذفی شد.  جام رو هم دادن دست حاج آقا اولیایی! اون بازی رو هم یادمه با پسرخاله ام  استادیوم بودیم و کلی به خاطر گل زدن قلعه نویی ذوق کردیم! کلا این بشر رو همیشه خیلی دوست می داشتم! دو تا سانتر تاریخی فینال سال ۶۹ اش هم که گفتن نداره دیگه... یه علت اصلی علاقه ام به شماره ۸ هم ۸ پوشیدن اون بوده، تو مسابقات مختلف، اغلب اوقات شماره 8 رو می گرفتم.

به هر حال این قهرمانی در سفر گذشت، در شهری که بیشترین تعداد ایرانی رو بین شهرهای خارج از ایران داره؛ اما قهرمانی غریبانه ای بود. سال دیگه میام واسه بازی های باشگاه های آسیا خودم رو خفه میکنم!

دوم اینکه دیدن دانشگاه هایی مثل UCLA ،   آدم رو در بهت فرو میبره. عظمت، زیبایی، امکانات، برنامه ریزی ها... دیدن چنین مکانهایی جدا به آدم های دهن بین و خاله زنک (!)  - مثل من(!) - توصیه نمیشه. اون دو تا دانشگاه خارجی که خودم توشون درس خوندم ( Queen's و McMaster ) و کلی ابهت برام داشتند، به نطرم شوت میان الان، در مقایسه با UCLA، یا حتی USC. 

Business School دانشگاه UCLA که دیگه حرفشو نزن. برآورد کردم که فقط اندازه فیزیکیش بیشتر از 10-12 برابر Queen's School of Business ِ. امکانات و بقیه چیزها بماند. البته دانشگاه پرت و پلا هم که اون دور و بر (تو امریکا) تا دلت بخواد هست.  

سوم؛ با مهدی مجبوری حرف از زندگی و تحصیلات دکترا و این جور چیزا زیاد زدیم. بهش گفتم من اگه  ۴ روز دیگه اینجا بمونم ۲ تامون  از بس فبدبک مثبت به هم میدیم و تایید میکنیم حرفای هم رو، میریم با اعتماد به نفس تمام انصراف از تحصیل میدیم!

چهارم، اینکه بالاخره اقیانوس رو دیدم هر چند باهاش حرف نزدم؛ حالا باشه دفعه دیگه، یا کنار اقیانوس این وری. خیلی وقت بود دلم میخواست اقیانوس رو ببینم.

پنجم اینکه یک چشمه هایی از فرهنگ مکزیکی رو که اون هم همیشه یکی از کنجکاوی هام بوده رو هم اینجا حس کردم. مکزیک یکی از کشورهایی ای که به خیلی ها گفتم دوست دارم برم. البته در حال حاضر به دلیل سوتی یک راننده ابله (!) مکزیکی پرواز خودم رو از دست دادم و پای wireless فرودگاه دارم وبلاگ مینویسم تا با پرواز بعدی برم. تو جام جهانی حالشونو میگیریم حالا !! (عمراً ؛ برانکو کیسه توپمون نکنه خوبه) حالا سعی میکنم سوتی این راننده اثر منفی رو کنجکاویم نذاره.

ششم اینکه یه تعدادی از فرضیاتم راجع به تفاوت رفتار و برخورد مردم معمولی امریکایی و کانادایی با تعامل با  افراد در مشاغل خدمات عمومی تایید شد. در مقابل در محیط های آکادمیک، حداقل تفاوت رو دیدم.

خلاصه فعلاً وسط ولگردی های بین دو ترم ماست.

/ 4 نظر / 4 بازدید
کيميا

با عرض سلام سايت ويكي جهت معرفي محصولات خود تصميم به طرح لوگوي دوني عظيم خود كرده است در اين طرح شما لوگوي ويكي را در وب سايت يا وبلاگ خود قرار مي دهيد و در عوض ويكي هم لوگوي شما را در سايتي كه روزانه هزاران بازديد دارد قرار مي دهد. www.vikiit.com/lms/ads جهت ثبت نام براي طرح لوگو دوني

saeed

آقا من يادمه! علی منصوريان آخرای بازی وايساد دروازه!

mitra

سسسللاام مطلبتون رو خوندم ! انگار يکی نشسته جلوی داره اين حرفا رو ميگه ! من اتفاقی اومدم ! اگه دوست داشتين به من سر بزنين

الان وسط ترمه؟ چه با نمک!