تحجر

 

علاوه بر شهریه، دو نوع هزینه دیگه هم ما باید در موقع ثیت نام به دانشگاه پرداخت کنیم: "بیمه درمانی" و "هزینه فعالیت­های دانشجویی". هزینه فعالیت­های دانشجویی شامل موارد مختلفیه، در دو بخش اجباری و اختیاری. هزینه های اجباری اغلبِ سرویس­های جنبی و متفرقه­ای که شما از دانشگاه می­تونید بگیرید رو در بر میگیره، مثل استفاده از امکانات ورزشی، رادیوی دانشگاه، مشاوره حقوقی، استفاده نامحدود از اتوبوس­های داخل شهری و ... اینها قسمت اجباری هستند که حتماً باید پرداخت کنید، چه استفاده کنید و چه نکنید.

یک قسمت هم هزینه ­های اختیاریه، که برای ما شامل عضویت در کلوب دانشجوهای دکترا و فوق لیسانس (Grad Club) و همینطور کمک به یک تعدادی فعالیت­های خیرخواهانه است؛ مثلاً ۵۸ سنت پولتون میره برای تامین سرپناه برای زنان بی سرپرست شهر، ۱دلار برای کمک به آموزش­های همگانی در مورد ایدز، ۶۰سنت برای کمک به صندوق وام دانشجویی و ... شما میتونید در فاصله زمانی دو هفته اول سال تحصیلی درخواست کنید که پولتون رو از هر کدوم از این هزینه ­های اختیاری برگردونید. کل این هزینه ­های اختیاری در حدود ۴۰دلاره و عملاً هم عده کمی هستند که میرن و درخواست برگشتن پولشون رو می­کنند.

 

دربین این هزینه­ های اختیاری، دو مورد بود که یک مقداری چشمک میزد و رگ تحجر ما قلمبه شد(!):

  • حمایت از فرهنگ تکثر شهر کینگستن در افزایش آگاهی­های عمومی و درک افراد گی، لز بین،* بای-سک-چوال، ...!
  • حمایت از تحصیل پناهندگان سیاسی

لذا ما تشریف بردیم به دفتر مربوطه فرم کنسل کردن رو پر کردیم و جلوی این دو مورد رو ضربدر زدیم که پولمون رو برگردونند! فرم­های بقیه رو که نگاه می­کردم، دیدم که تقریباً همه کسانی که برای کنسل کردن اومده بودند، جلوی تمام هزینه ­های اختیاری ضربدر میزدند و کل ۴۰دلار رو بر می­گردوندند. بعضی­ها هم عضویت در کلوب مربوطه  رو نگه می­داشتند و بقیه رو کنسل می­کردند. اما این ۲ تا موردی که من میخواستم کنسل کنم، نتبجه ­اش برگشتن حدود ۴ دلار بود کلاً!

 

فرم رو که تحویل دادم، خانومه یه نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و پرسید: ببین پسرم، اینهایی که علامت زدی، اونهایی ای که می­خوای نگه داری، یا اونهایی که میخوای کنسل کنی؟! گفتم: کنسل؛ همین دوتا فقط کنسل شه! باز نتونست پردازش کنه، گفت: اون بقیه پس بمونه، ۴ دلارت فقط برگرده بهت؟!

گفتم: آره، فقط زورم میاد پولم خرج حمایت از این ۲تا بشه! گفت: آهان...

 

یه جورایی اولی برام قابل هضم تره! مشکلی ندارم که همکارم گی یالز بین* باشه. فقط زورم میاد خودم جزو حامیان قضیه باشم! اما اگه فرض کنیم بقیه پناهندگان سیاسی امریکای شمالی عمدتاً شبیه نمونه های ایرانیش هستند، دومی دیگه خیلی چرنده.

 

* این کلمات این طور نوشته شده اند تا احیاناً سیستمهای هوشمند فیلترینگ، این وبلاگ را منافی عفت تشخیص ندهند و وبلاگ سر توماس مور را در ایران فیلتر نکنند!

/ 3 نظر / 6 بازدید
اس.اچ

هي! اوليش كه خوب بود خيلي .. حالا گيرم كه اسكوپش محدوده به كينگستون.

amir

سلام سر توماس! بابا خوش به حالت که فرماتون انگليسيه! ما که با اين زبون مزخرف داچ، از اين مالياتهای احمقانه اجباری اينا چيزی سرمون نميشه! حدود ۳۵۰ دلار فقط ماليات ميدم!!! :(