در ستایش ِ بی ­لیاقتی

"...عشق بنا به تعاریف موهبتی غیر استحقاقی است؛ دوست داشته شدن بدون برخورداری از شایستگی و لیاقتِ آن، همانا گواه عشق واقعی است. اگر زنی به من بگوید: دوستت دارم، چراکه باهوش هستی، آراسته و نجیب هستی، دوستت دارم چون برایم هدیه می­خری و دنبال زنان دیگر راه نمی­افتی و البته به این خاطر که ظرفها را می­شویی، خب من مأیوس خواهم شد. چنین عشقی بیشتر تجارتی خودمحورانه به نظر می­رسد. چقدر خوشایندتر است که بشنوم: من دیوانه ­وار عاشقت هستم، با وجود اینکه نه باهوشی و نه نجیب و آراسته؛ دوستت دارم با وجود اینکه دروغگو، خودپرست و حرامزاده ­ای."

 

                                                                                           میلان کوندرا – رمان "آهستگی"

 

به قول دکتر مدرس : "نظر شما چیه؟!"

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
soroush

به هر حال فرقي واسه من نميكنه توماس اگه بعد از يه مدتي بفهمم يكي رو كه دوست دارم خصوصيات فاجعه داره از چشمم مي‌افته.

دختر زرتشت

به مليحه : من فکر می کنم فرقی نمی کنه که عاشق از نوع اول باشه یا دوم اما اگه یه عاشق واقعی باشه کلا چشم داشتی نداره .اتفاقا از نوع دومش خیلی دیده شده و متاسفانه اکثرا نتیجه خوبی هم نداشته

دختر زرتشت

به سرتوماس: انسان ابتدا بر اساس دليل و منطق عاشق کسی می شه ( یا حد اقل فکر می کنه که عاشق شده ) اما بعد از اینکه توی عشقش ثابت قدم شد و به یقین رسید دیگه اونجاست که دلیل و منطق کنار می ره و تنها ايمان می مونه

Farzan

‌Be nazare man har aadami too har sharaayeti va baa har khosoosiyaati khodeshoo doost daare va baraaye in doost daashtan dalaayele khodesho daare va delesh mikhaad ke baghiye ham be hamin dalaayel oon ro doost daashte baashan.Masalan age shomaa haraamzaade yaa kheng hastid be dalile najibzaade boodan yaa baahoosh boodan nist ke khodetoono doost daarid balke hatman dalaayele digei vojood daare ke doost daarid baghiye ham be hamoon dalaayel shomaa ro doost daashte baashand.Be nazare man nevisande daare hokmi ro darbaareye mashoogh bayaan mikone vali too aksare javaabaa hame az dide aashegh be ghaziye negaah kardan

سر توماس

با جمله آخرت موافقم فرزان. بخشی از بحث هم بر سر همين ارتباط دو طرف موضوع بود. با عوض شدن جایگاه فرد، نوع نگاهش هم تا حدی (کم یا زیاد) "ممکنه" عوض بشه. با اینکه تحلیل خُرد (Micro) اینجا خوبه، اما من فکر کنم نویسنده با اون مثال بیشتر دنبال تحلیل کلان (Macro) یا کل نگر بوده: ماهيت رابطه.

پوآرو

دوست عزيز! من بحث را با مثال همسر پيش بردم چون کوندرا هم تقريبا چنين مثالی زده بود. و الا می شد برای دوست صميمی هم چنين مثالی زد. همانطور که گفتم، بی دليل دوست داشتن چيزی، مثل اين است که غذايی را که برای بيماری بد است، صرفا به دليل دوست داشتن بخوريم....

پوآرو

در ضمن، شما متاسفانه منظور من از پست اول رو هم درست نفهميديد... من گفتم رياست جمهور شدن به مرد و زن چيزی اضافه نمی کند. پس اگر می خواهيم منزلت بالای زن را اثبات کنيم، نبايد سراغ رياست جمهور شدن او برويم. مثل اينکه مثلا خلبان شدن را يک افتخار برای زنان بدانيم!! زن ارزشمند است چون می تواند زندگی ببخشد و روح لطيف دارد و .... نه اينکه می تواند رييس جمهور شود!

آزاده

به نظرم اولي عشق نيست.دوست داشتن است.هر كسي يك ادم نجيب مودب خوش‌برخورد آراسته باهوش و ... را دوست دارد. اما وقتي از چارچوب‌هاي دوست داشتن خارج مي شوي.كور مي شوي .چشم‌هايت را روي تفاوت ها نا خواسته ها و بدي‌ها مي بندي آن وقت مي شوي عاشق. اما نمي دانم چه‌طور ممكن است ادم عاشق بشود.

پريساي

چون يه جورايي قبولت دارم خوشحال شدم به وبلاگم سر زدي.

sara

http://shabnamefekr.blogspot.com/2005/04/blog-post_18.html