رکورد چندین ساله پرید...

تا اونجا که من می­دونم و حافظه­ام قد میده، تقریباً مطمئنم تیم ملی فوتبال ما بعد از انقلاب (حالا قبل از انقلاب رو من نمی­دونم نتایج چه­جوری بوده زیاد)، تو هیچ بازی رسمی ای تو ایران نباخته بود؛ حتی از عربستان و کره ، و حتی از استرالیا و ایرلند؛ از هیچ تیمی تو ایران نباخته بودیم...تا امروز؛ اونم از اردن!! خیلی جای تأسفه از دست دادن این رکورد.

 

بازی تیم ملی یه چیزی تو مایه های افتضاح بود. بعضی از بازیکنان ( و همینطور مربیان تیم)، یه مقداری از شدت باد کردن(!)، کم مونده منفجر بشن و خدا رو دیگه بنده نیستند. جدأ این 17 ام شدن تو رده­ بندی فبفا، بیشتر برای ما ضرر داشت تا فایده...

 

جواب نظرات این مدت :

 

امیر، تو گویا بدجوری تو جاده دور زدی؟! پیدات نیست!

 

دختر شرقی،

1) حق با تو اِ ، کلاً که اصلاً تو کارِ ناشکری و... نیستم. اما یه موقع هایی هم حق بده از همون چیزی که خودت گفتی بهشون :" مشکلات دنیای واقعی" ، آدم خسته بشه یا به تنگ بیاد...

2) والا این آدم­ هایی که ما دور و برمون دیدیم، با زلزله و از این جور چیزها، با هم مهربون نمیشن!

 

آزاده ، خوش به حال تو، که اردیبهشتت با قدم زدن همیشه میگذره. از دنبال گواهینامه رفتن که خیلی جالبتره!

 

کاپیتان نمو، امیدوارم 13 برای تو هم خوب بیاره. 13 درجه به چپ، بادبان­ها رو بکشید!

 

رستا، به دنبال کسب خشنودی خدا باش، نه بنده خدا، فرزندم!

 

مازیار، یه کارآموزی واسه بقیه بذار، فکر کنم تو دیگه ضد ضربه شدی از بس بهت گیر داده.

  

افرا : "تو" کم بیاری؟ تو...تو...؟!!

 

ضمناً بعضی دوستان هنوز گویا در تب و تاب نتیجه بازی ما با مکانیک هستند و از نتیجه سوال می کنند و فکر می­کنند ما فینال رو هم رد کردیم! لذا جهت اطلاع، تو اون بازی ما تونستیم3 تا گل به مکانیک بزنیم.( که از هیچ تیمی قبلش گل نخورده بود) از ذکر تعداد گل خورده معذورم!

 

 

 

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
A.T.K.T

اول! (به حامد: اين اول با اون اول مازيار فرق داره ها ((: )

فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کنط اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

اميرBio

سلام به دوست عزيزم، سر توماس. راستش ما فعلا تو دور اين پيچ زندگي داريم فرمون، مي پيچونيم. حواسمو پرت نکن که اوضاع بد خرابه! ببخشيد. حالا کار و بار ما خيلي رو به راهه، اين هم از وضع فوتبال، اون هم از وضع جزاير سه گانه و پدر سوخته بازي سوريه و لبنان که نون ما رو مي خورن، بعد عليه ايران، توافق کردند و ايران رو اشغالگر جزاير سه گانه خوندن!!!! من هم در گير و دار سفارش مواد پروژه ام هستم. يه ماهه دارم دنباله يه سفارش مي دو ام. اميدوارم سريع رديف شه. فعلا که تفريحمون شده نيم ساعت، بامشاد. وقت کردي يه برنامه بذار بريم بيرون، بيرمنگام فکر کنم بد نباشه! :))

اميرBio

راستی اميدوارم خبر خوبی بهت برسه. شيرينی می خوايم....

دختر شرقي

من هم اميدوارم خبرهای خوب بهت برسه منظورت از ماموريت، ماموريت آبکی های خودمون بود يا mission , vision !I mix up

سر توماس

همون ماموريت های شرکت که ميگی هی ميفرستنتون منظورم بود...!

نرگس در آخرالزمان

حالا رفتی ماموریت يا نه؟ :)