۸/۲۴

 

مدتی این دست ما افلیج بود! از دو مچ دست به طور نصفه نیمه معاف بودم و در نتیجه حداقل زمان ممکن پای کیبورد کامپیوتر بودم. بعدش هم یک عالمه کار عقب افتاده...بعدش کلی مطلب وسط جام ملتها در مورد مسابقات و تیم ایران نوشتم که پرشین بلاگ تعطیل بود و نوشته ها بیات شد و دودر گردید. بعدشم اومدم مسافرت عظمای امریکای شمالی و ازین شهر به اون شهر. این شد که وبلاگ تار عنکبوت بست.

 

اما ۲۴ آگوست، یا ۲-۳ شهریور، اگر ظاهراً هم اتفاق مهمی نیفته، همیشه حس و حال خودش رو داره. ۲۴ ام امسال رو میخوام بزنم به کوه و جنگل و اقیانوس هونولولو. حالاً حوولا! ساعت اینجا ۱۴.۵ ساعت از تهران عقب تره، درست وسط اقیانوس آرام، به فاصلیه مساوی از غرب امریکا (غرب منطقه اصلی امریکا) و ژاپن. حسب عادت مألوف ۴سال اخیر – از ۲۴ سالگی به اینور - این روز خاص رو دور از ایرانم. فکر کنم این سنت تا آخر عمرم حفظ بشه! دو بار که مشخصاً تو این روز از ایران خارج شدم .... این 24/8 همیشه روز با مزه ایه!

 

خط از محمد ملکیان

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک

سلام ، بعد از عشق و حال تو هاوايی برنامه بعديت کجاس؟ ميگن تابستونای انکوريج خيلی ديدنيه ها... !!

سر توماس

۱) ممنون پویا. اسم نویسنده خط رو نوشتم. راستی به وبلاگت هم سر زدم و نوشته های جالبی توش خوندم. ۲) بابک اين انکوريج که گفتی کجاست؟

شقايق

سلام.دست خط بسيار زيباييه . خودتون نوشتيد ؟ بعضی روزها ، نمی دونم چرا ، اینطور می شند . مثلا من هر شب یلدا سرما می خورم و می افتم . از ۱۶ سالگی به این ور !!

هلمز

اهههههههههه.......چرا کامنت قبلی من نیست!!! خودت حذف کردی؟ کجایی مرد؟ خبری ازت نیست...

عاطفه

چه خطـــــــــــــــــــی!!

سر توماس

۱) سلام هلمز، ولگردی تو امریکا تموم شد، الان کانادام. ۲) نه به خدا! کامنتی ازت نبود.

بابک

Anchorage- Alaska... در ضمن ديروز جات خالی رفته بودم پارک شفق ولی رفيقتو نديدم!!

مليله

دستت چی شده بود؟ نگران شدم :)

امير

سلام سر توماس.. خوشحالم که دوباره آپ می کنی.. حسابی خوش ميگذرونياااااا...