فایل همراه ایمیل رو که باز میکنم، تو بهت فرو میرم. بدون هیچ دلیل منطقی، دلم میخواد احتمال بدم که موضوع سر کاریه. اما زود یادم میاد که ایمیل راجع به کسیه که اینقدر جدی بود که شاید بین اون 130 نفر ورودی 76 مکانیک شریف، آخرین کسی باشه که بشه همچین شوخی احمقانه ای باهاش کرد.

شروع میکنم سرچ تو گوگل؛ به این می رسم : http://markazi.isna.ir/mainnews.php?ID=News-18341 (اولین خبر صفحه)

 

داستان غریبی ست: تصادفی ناشی از تصادف قبلی.

تصویر تکراری و همیشه سوال برانگیزی از جاده های ایران میاد جلوی چشمم: دو تا ماشین، وسط جاده یا اتوبان داخل شهر، یه تصادف 50 هزار تومنی کرده اند، و ماشین هاشون رو همون وسط، جایی که بقیه ماشین ها با سرعت 100 با بالا در حال عبور هستند، نگه داشته اند تا مو لای درز صحنه ی تصادف نره. انشاا.. هم که هیچ اتفاقی نمیفته. البته گاهی اوقات هم فلاشرهاشون رو روشن میکنن (وسط روز!) که من نمیدونم وقتی پول استهلاک باتری ماشینشون رو شرکت بیمه نمیده، این ولخرجی ها واسه چیه؟! مدیون میشیم بهتون ها! چیزی که ارزونه، جون آدمه.

وقتی طنز ِ تراژیکِ مفهومی این خبر رو میگذارم کنار طنز تراژیک نگارشیش (که احتملاً اشتباه سهوی در نگارش خبر بوده)، به نظرم میاد که انگار همه چیز با همه چیز میخونه: در تصادف دو خودرو، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد، فقط یک استاد دانشگاه - با 28سال سن - کشته شد.


/ 2 نظر / 3 بازدید
مليله

آقای سروش تسليت می گم.

نازنين

آره...منم چند روز پیش متن خبر رو که خوندم به سارا گفتم...همچين نوشته خسارت جانی در بر نداشت که...