هنوز تصمیم نگرفتیم، اما تو یکی خیالت راحت باشه...

 

کلاً قصد نداشتم وبلاگ نویسی در سال ۸۴ رو با داستانهای  applyو این لوس بازی ها شروع کنم. اما emailی که امشب برام اومد اینقدر جذاب بود که حیفم اومد شما از لذت خوندنش بی بهره بمونید! باشد که خلق بخوانند و بخندند و شاد گردند و... البته عبرت بگیرند!

 

داده­ پیام(!) (E-mail) فرستادیم برای خانم کوللا، دارای سمتcoordinator of the program   در دانشگاه موطن ِِ برادر W؛ و لوس بازی در آوردیم که "آبجی، ما چند تا پذیرش داریم و باید به زودی تصمیم بگیریم و اگه میشه زود پرونده ما رو بررسی کنید وخلاصه... اگه نجنبین applicant ِکولاکتون رو میبرن ها...!

 

اما جوابی رسید به سرحد ایجاز، که جمله حکما در فصاحت و بلاغت آن از شگفتی در همی ماندند:

 

Sir Thomas,

 

I'm sorry but we probably won't be offering you admission.

 

Dr. Colella

04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif04.gif

/ 6 نظر / 4 بازدید
اعظم

کدوم قسمتش لوس بازیه اون وقت؟

Shabnam

به اميد اينکه دفعه بعد خبر admission خيلی خوب بدی.

سر توماس

بيشتر منظورم اون قسمتش بود که "من باید به زودی تصمیم بگیرم و لازم دارم زودتر تصمیم شما رو بدونم." فکر کردیم اثر مثبت داره این جرفا و فکر میکنند کارمون یک مقداری درسته !!

amir bio

سلام سر توماس. خيلی باحال بود. من هم از اين کارا کرده بودم اما بعضياشون بيشتر تحويل گرفته بودند. برای خودم هم جالب بود بدونم که چطوری با يه نابغه برخورد می کنند... که!!!! :)

اس.اچ

تنبلی توماس، تنبلی... بنویس. کم می نویسی توماس.

نرگس

سروش جون هر کی ندون ما که می دونيم چه جواهری رو از دست دادن :)