سه­ گانه

 

توی اتوبوس داشتم روزنامه رو ورق میزدم. به مطلبی رسیدم راجع به سه ­گانه ( رابطه ­ی جنسی سه نفره). جالب بود که یک صفحه ­ی کامل روزنامه رو به همچین موضوعی اختصاص داده بودند. مخاطب نوشته هم مردها و هم زن­ها بودند، اما مطلب تقریباً اینجوری شروع شده بود که نویسنده از خوانندگان زن پرسیده بود: "تا حالا شده شریک شما (همسر، دوست پسر،...) از شما سوال کنه: "تا حالا رابطه جنسی سه ­نفره داشتی؟" یا "تا حالا با یک زن رابطه جنسی داشتی؟" شما چی جواب دادین؟ احیاناً نگفتین: " یه بار تو دوران دانشجویی، فقط می­خواستم ببینم چه جوریه..." "

 

حدس زدم نویسنده تو پاراگراف بعدی میخواد بگه: "اگر این جواب صادقانه رو دادین، باید بدونین که جواب مناسبی ندادین! هر چقدر هم همسر شما آدم اوپنیه، بهتر بود اصلاً اشاره ای به اون تجربه نمیکردین" ...یا یه همچین چیزی... انتظارم این بود نویسنده میخواد بگه "جامعه لیبرالمون سر جاش، بزغاله یکی هفت صنار!"

 

اما دقیقاً برخلاف حدس من، پاراگراف بعدی راجع به این بود که "شما با این جواب، ناخودآگاه به همسرتون چراغ سبز نشون دادین که همچین تجربه ای رو امتحان کنین! دمتون گرم!"

 

ادامه مطلب هم در مورد جذابیت و فضیلت سه ­گانه بود و خلاصه ­ی پیام اینکه: "از یه دوست (!) کمک بگیرین و لذت رو دوبرابر کنید!" در انتها هم توصیه کرده بود که خیال نکنید سه­ گانه فقط با یه مرد و دو زن خوب میشه؛ ترکیب یه زن و دو مرد هم خیلی خوش میگذره.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------  

برای من خوندن این نوشته چیزی از قبح تصویر ذهنی ای که از سه­ گانه داشتم، کم نکرد. اما وقتی این رو کنار خیلی بحث­های مشابه اخلاقی در اجتماع میذارم، برام به راحتی قابل تصوره که اگر مثلاً رسانه­ ها این جور رابطه رو به طور پیوسته به عنوان یه موضوع طبیعی معرفی کنند و چند تا گزارش علمی هم در مورد آدم­هایی که سه ­گانه رو زیاد تجربه می­کنند و سیستم جنسی بدنشون هم کاملاٌ سالم کار میکنه و ... منتشر بشه، خیلی راحت میشه انتظار داشت که مثلاً چند دهه دیگه، درصد بالایی از آدمهای فرهیخته جامعه، سه گانه رو به عنوان یک جور رابطه­ ی جنسی "سالم" به رسمیت بشناسن. اون موقع شاید ترکیب و تعویض فصلی شریک جنسی، خیلی بیشتر متداول باشه، و کسانی که همچین چیزی رو به عنوان یک "واقعیت بدون اشکال"، "به رسمیت نشناسن"، آدمهای کم تحمل و جزم اندیشی محسوب بشن و الی آخر. تو اون موقعیت کمتر کسی دیگه به خودش زحمت میده بحث کنه که "بابا این اصلاً با اصل قضیه در تناقضه". کاملاً شبیه خیلی چیزهای دیگه که یک زمانی قبیح یا غلط محسوب میشدن و الان کمتر کسی تو این جامعه جرات مخالفت باهاشون رو داره.

 

پیش خودم فکر کردم این فرآیند "قبح زدایی" خیلی وقتها به همین سادگی با زمان جلو میره. "آزاد اندیشی"، "پویایی اخلاق" و ... در عین تمام زیبایی­هاشون، یک "چوب خطی" دارند که بعضی وقتها پر میشه، و وقتی پر شد، یه "نه" محکم متحجرانه، گاهی بهترین جوابیه که آدم میتونه به "خودش" بده. به عبارت دیگه این دستگاه مختصات – با وجود تمام فضایلش – فقط تا یه جایی جواب میده، و گاهی لازمه آدم از این سیستم کلاً بیاد بیرون تا برای خودش تصمیم بگیره.

 

در اینکه خوبه عقل آدم طبیعتاً هر موردی رو جداگانه بدون تعصب بررسی کنه، شکی ندارم. قطعاً حساب موضوع های مختلف از هم جداست. گاهی وقتها حتی چیزی که در یک دوره تاریخی – به درست – غیر اخلاقی بوده، در یک دوره ­ی دیگه – باز هم به درست – اخلاقیه. اما اون مطلب روزنامه من رو به این فکر برد که – به خصوص تو یک جامعه پلورالیست لیبرال – این راه و روش ِ مدارا و آزاداندیشی (که زورش هم بدجوری زیاده و زیادتر میشه)، اگه به یه چیز محکمتری پشتش قرص نباشه، ممکنه به جاهای عجیب غریب و پرتی آدم رو برسونه. جوری که بدیهی ترین انحراف ها، توخالی ترین ادعاها، و قلب شدن و خراب کردن زیباترین جنبه های ارتباط انسانی در تمام طول تاریخ هم یواش یواش در نظر آدم طبیعی جلوه کنه.

 

 

* فقط برای شفافیت، کل این نوشته ­ام راجع به "اخلاق فردی" بود. قصدم این بود که در مورد شیوه ای بنویسم که فکر میکنم برای خودم بهتر کار میکنه، نه اینکه از اخلاق اجتماعی، یا سیاستگذاری مناسب اخلاقی از طرف دولت حرف بزنم.

/ 12 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی

کدوم روزنامه بود ؟؟!!

امير

خب حالا پيشنهادت چيه؟ چی کار بايد کرد؟ چطور اگه باشه بهتره؟

saeed

سلام سروش جان، چشم، واسه خاطر گل روی شما هم که شده دکون رو به زودی یه آب و جارویی می کنم! خیلی مخلصیم، سعید.

سر توماس

امیر جان درست سوالت رو نفهمیدم. میشه واضحتر بگی....ممنون

شادی

اتفاقا مساله همحنس بازی هم در فرانسه همينطوری بود ، بيست سال قبل به شدت قبيح بود و حالا کاملا عاديه و قسمت زیادیش به وسيله رسانه ها...

نامی

سلام ببین با concept قضيه خب من هم مخالف ام ولی موضوع اینه اگه می تونی با یه استدلال و منطقی قضيه رو رد کنی (که به احتمال زياد برای رد اين موضوع هم یه چيزی وجود داشته باشه) که خب مشکلیپيش نمیاد. ولی اگه بخوای صرف اينکه من مخالفم چون اينطور احساس می کنم باشه که خب اونوقت خيلی ها دارن با همين استدلال که يه جا بايد خط قرمز داشت و نه گفت ملت رو می فرستن هوا. بعدش هم اين خط قرمز رو کی تعيين می کنه؟ اينم مهمه

مليله

آقای سروش عزیز سوال داشتم از خدمتتون :)٬ ميشه بپرسم؟ ......:) اصل قضيه رو ازدواج و داشتن بچه و در نتیجه ادامه نسل بشر در نظر گرفتی؟ يا چيز ديگه؟ (اونجا که گفتی با اصل قضیه در تناقضه) من اون قسمت رو خوب نمی فهمم. بعد يه سوال ديگه ...سه گانه رو به طور ضمنی با همجنس گرايی مقايسه کردی که گفتی بعضی چیزا قبلا بد بوده حالا نیست؟ فکر می کنی این دو تا از یه جنس اند؟ یه بار من مصاحبه با یه گی رو می دیدم که می گفت وقتی تن یه زن رو برهنه می بینه حالت تهوع بهش دست می ده!راستش همجنس گرایی برای من اصلا یه چیز قابل لمس نیت چون اصلا نمی فهمم چطور میشه به یه زن تمایل داشت :)) اما فرض می کنم که یه عده واقعا دارن راست می گن... يه نکته ديگه اينکه آيا اون دستگاه مختصات به ما دستور می ده يا نه؟ من فکر می کنم که همچين قصدی نداره صرفا بعضی ها ممکنه بخوان توی اين دستگاه مختصات به هر دليلی می خوان ايده خودشون رو تبليغ کنن (حتی یه دلیل کوچیک مثلا نویسنده مقاله دوست دخترش به سه گانه رضایت نمیده!! می خواد بهش بگه ببین حتی توی روزنامه هم چاپ کردم!) و با اين نظرت که نه گفتن ما از تحجر حتی اگه بياد هم بايد نه رو به خودمون بگيم موافق نيستم.

مليله

به نظر من <نه> بايد از استدلالهای دقيق و ترجيحات شخصی آدم بياد نه از تحجر...حالا تو ممکنه با من مخالف باشی که در اين صورت دوست دارم نظرتو بدونم. وظیفه ای که کسی آگاهه شاید داشته باشه اینه که اشکلهای استدلال افراد سودجو رو بگیره (مثلا اونایی که به خاطر پول درآوردن یا هر چی سر مردم شیره می مالن). البته بگم که من قصد دفاع ندارم از این آدما به نظر من حالت کلاسيک ازدواج و زندگی از همه چی بهتره! :)

سر توماس

ممنون از نظرات مبسوط ملیله! 1) نه، اصل قضیه رو دوست داشتن گرفتن. 2) نه، سه گانه و همجنس گرایی از یه جنس نیستند به نظرم، هرچند شباهت هایی دارند. 3) بقیه مورد ها رو هم فکر کنم تو پست بعد توضیح دادم.

مليله

قبول نداری کسی که ندونه تو اصل قضيه رو دوست داشتن گرفتی يه کمی خنگه؟ :)