تماشاگرنما

 

یک ساعتی میشه که از ورزشگاه "شهدای کینگستن" (!) برگشتم. امشب رفتم استادیوم تا مسابقه هاکی (روی یخ) بین Kingston Frontenacs و Ottawa 67's رو ببینم. ورزش جالب و پرهیجانیه و به قولی یکی از دوستان فرانسوی که امشب اومده بود، هاکی از نظر جذابیت تومنی دوزار با فوتبال ابلهانه امریکایی (که شبیه راگبیه) فرق میکنه. حتماً هم می­دونید که کانادایی­ها کلاً دیوونه و خراب ِ هاکی هستند و ورزش محبوبشون محسوب میشه. البته پارسال پاییز هم که کانادا بودم، اینجا داشت جام جهانی هاکی [کلاً منظور از هاکی، هاکی روی یخه اینجا!] برگزار می­شد و بعضی بازی­ها رو از تلویزیون نگاه می­کردم؛ اما خب، دیدن از نزدیک دیدن طبیعتاً یه چیز دیگه است...

  

خلاصه بازی رو تیم اتاوا 3-2 برد. همین که با وجود موقعیت­های حساس زیاد، گل زدن تو این بازی سخته و تعداد گل محدودی رد و بدل میشه (مثل فوتبال)، خودش به این ورزش یه کلاس و احترامی میده.. کنار دست من هم یه برادر 47 کرموزمی(!) (منگل واقعی) نشسته بود که هر از گاهی هیجان زده میشد و داد میزد "پنارت" (پنالتی)!! (یاد استادیوم­های وطن حسابی زنده شد؛ با این تفاوت که تماشاگرنماها با والده و همشیره و سایر بستگان ِ داور و بازیکنای تیم حریف کاری نداشتند!) البته منظور از پنالتی اشاره به بازیکن­هایی بود که خطا میکنند و به عنوان جریمه باید 2 دقیقه  اخراج بشن. خوشبختانه این برادر منگل کنار ما، خیلی آدم نجیبی بود و نه سیگار دود میکرد و نه هیچ مزاحمتی برای ما داشت. این یک مورد برعکس استادیوم های وطن!  

 

به هرحال، هرچند که تیم شهر ما باخت، اما جوونای کینگستنی شایستگی­های خودشون رو نشون دادند و ثابت کردند بچه ­های کم ادعای شهرستانی چیزی کم از بازیکن­های اسمی پایتخت­نشین ِ اتاوایی ندارند! اگر مسؤولین به هاکی شهرستانها بیشتر توجه کنند، کوچه پس کوچه ­های شهرستان­های انتاریو، پر از استعدادهای نابیه که با حداقل امکانات، از زمین های خاکی جنوب شهر... [تا لنگه دمپایی پرت نکردین من این چرت و پرت­ها رو بس کنم دیگه !!]

از هاکی خوشم اومده. اگر بازم بلیت ارزون گیرم بیاد، در این برهوت بی فوتبالی، سعی می­کنم بازم برای دیدن هاکی به استادیوم  شهدای کینگستن برم (اسم ورزشگاهه جدی همینه ها! تو زمان استراحت رفتم نگاه کردم، دیدم به یادبود شهدای کینگستن در جنگ جهانی دوم بنا شده). البته این هاکی دوستی معنیش این نیست که فوتبال ایران و اروپا رو تعقیب نمی­کنم یا در صورت امکان برنامه 90 رو با اینترنت نگاه نمیکنم! دور است ز ما تن به مذلت دادن!

 

 

کلاس­ها شروع شده. یه خروار مقاله خوندن داره و روش تحقیق و بحث­های تخصصی علوم انسانی (البته آمار هم جای خودش). اون هم تو کلاسی که همه کانادایی هستند، به اضافه یه هندی که از همون لیسانسش امریکا بوده. دو تا دونه چینی هم تو کلاس ما پیدا نمیشه که یه کم به زبان انگلیسی ِ خودمون امیدوار شیم! تعداد قابل نوجهی چینی تو گرایشهای دیگه هستند که یا دارند مالی می­خونند، یا حسابداریِ مدیریت، یا Management Science، یا اقتصادِ مدیریت. اما تو OB و MIS هیچی چینی نیست و لذا زبان انگلیسی ما بدجور ضایع میزنه!

/ 2 نظر / 8 بازدید
كيوان

هاکی همونه که ملت يه توپ می ندازن اون وسط بعد با چوب همديگرو می زنن!!! آقا يه سوال :‌تو از سربازی معاف بودی يا با وثيقه رفتی؟ اين رو جواب بده تا من سوال بعدی رو بپرسم.

سر توماس

۱) نه عمو کیوان، اون که تو میگی Groomball هستش! تو هاکی یه توپ میندازن وسط، بعد با مشت هم رو میزنن! ۲) معاف شدم. قبلش هم ۱-۲ سال پیش یه دور فرایند وثیقه رو طی کردم. بقیه این دیالوگ رو با email ادامه بدیم!