کابوس عصرگاهی

امروز عصری که اومدم خونه، حوالی ساعت 7 گفتم یه چرتی بزنم. یه خواب عجیب و غریب و خیلی مسخره ای دیدم که بعضی جزئیات مکانها و زمانهاش عین واقعیته و برای تصویرسازی اینجا اونها رو هم ذکر میکنم؛ با اینکه اصل داستان و مسخرگیش وابسته به این مکانها و زمانها نیست.

خواب دیدم یه روز فرد تو هفته است و ما ساعت 4:30 تا 6:00 سر کلاس دکتر م. هستیم. بعدش طبیعتاً کلاس PM هست؛ اما به جای بچه های ما، این کلاس برای این دانشجوهای Royal و توسعه صادرات وE(ای)جماعت و خلاصه این طرحهای مشترک با دانشگاههای خارجی برگزار میشه! از سالن اجتماعات پایین میآیم بیرون و با صحنه های وحشتناک و تکان دهنده ای مواجه میشیم:

 

یه جمعیت زیادی از این گروهها بیرون سالن اجتماعات ولو هستن؛ یه عده ای شون دارن اونجا خیلی جدی حموم میکنند(!!!) و بساط کف و وان حموم و آب و... به راهه. آذوقه هاشون صد بار بدتر از همیشه اونجا پخش و پلاست و بالاخره یه عده ایشون همهمونجا – شرمنده ام، روم به دیوار- مشغول قضای حاجت و کثیف کردن زمین جلوی سالن و سایت هستند!! ماها که از سالن دراومدیم، از تعجب بهت زده میشیم. سوال میکنیم این چه وضعیه دیگه؟ جواب میدن که این دوستان خیلی هاشون خارجیند یا تو کالج های خارج درس خوندن و این کارها تو دانشگاه و حتی وسط کلاس،(!) اونجا خیلی عادیه!( کما اینکه جند نفر تو سالن هم داشتن حموم میکردن!)خلاصه میخوایم زود از اون جا بریم و دم پله های پایین بهشون میگیم بابا یه کم کوتاه بیاین...یکی از بچه ها، علی د. (با تکیه کلام "به به" ) ، میره به یه نفر که رو زمین در حال قضای حاجته میگه "بابا اقلاً حوصله نداری تا دستشویی بری، رو زمین نریز(!!)، این ظرف های یه بار مصرف غذاتون ، که تموم شده ، اینجا انداختین؛ بریز تو همینا، بعد بنداز تو سطل آشغال!!" .... که من برای حفظ حرمت قلم(!) (keyboard) دیگه ادامشو نمیگم!! ما تصمیم میگیریم بریم پیش  رئیس دانشکده، و بهش بگیم بیاد این وضعو ببینه...که دیگه از خواب بیدار شدم...!

حالا احتمالاً خیلی خواب مسخره ای به نظر بیاد. اما جدی واسه من حالت کابوس (وسط روز!) رو داشت و وقتی بیدار شدم، اول از همه خیلی خوشحال شدم که داشتم خواب میدیدم... و این چیزهایی که اینجا نقل کردم هم بدون اغراق همون چیزایی بود که تو خواب دیدم.

 

پ. ن. :

 

  • راجع به جواب دادن کامنت ها، دوستان تذکر بجایی دادن که این کار آدم رو بیچاره میکنه و خیلی وقت گیره و ما هم گوش کردیم. اما جواب سوالها رو کماکان، حتماً، توی همون بخش نظر دادن یا توی صفحه اصلی یا اگر لازم باشه با e-mail میدم. همینطور جواب نظرهایی رو که لازمه. به هر حال، از همتون ممنون که کامنت میذارین یا به این صفحه سر میزنید.

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
Maziyar

دفعه بعد خوابهای تميزتر ببين.

alid

تو خوابت یه نقش بهتر نبود به من بدی! اه اه

سر توماس

خواب تميز هم ميبينيم، منتها hit وبلاگ رو زياد نميکنه، اينجا نميگم!

رستا

خودت رو به یه سایکیاتریست (فارسیش یادم رفته) نشون بده. در ضمیر ناخودآگاه تو چندین میل فروخته هست که دست به دست هم دادن خوابت شده این. اینها رو تو کتاب مورگان خوندم:)

سعید

سلام.... ميگن خواب .... ديدن به معنی پول زياده... مبارک باشه آقا