روزمره های وطنی

1) فامیلمون برامون sms زده که : " وزارت کشور از مردم شهید پرور خواست با توجه به قطع گاز در زمستان، قطع آب و برق در تابستان، و جیره بندی بنزین در تمام فصول سال با شرکت در انتخابات مجلس بار دیگر خریت خود را به جهانیان ثابت کنند" . با همون فرضیات این sms – که قطع آب و نفت و .... مشکلات اساسیه ملته (تو این که این نیازهای اولیه خیلی خیلی مهمن، هیچ شکی ندارم)، نمیدونم دیگه دوستان منتظر چی هستند تا قبول کنند که رای دادن مهمه و خریت نیست و تو زندگیشون موثره. بابا دکتر، تحصیل کرده، صاحب تحلیل، تو که دغدغه ی مشکلات ملتو داری؛ بابا جون رای ندادی، برق و نفتت قطع شد. ازین سر راست تر؟ این پایمردیت که هنوزم اصرار داری رای دادن خریته واقعاً برای من قابل تحسینه. شایدم تو sms ات یه کلمه ی "نکردن" بعد از "شرکت" میخواستی بنویسی و جا افتاد؟!



یادمه با همین فامیلمون دو شب مونده به دور دوم انتخابات صحبت میکردم. بهش گفتم "اقلاً این دور رو برو رای بده، اوضاع جدی خیلی خیطه ها." گفت" "نه بابا اینا همش نقشه است که رای رفسنجانی زیاد شه..." و باقی این جور حرفها که خودتون در جریانید. فردای انتخابات دیدمش گفتم "چطوری صاحب تحلیل؟" گفت "سناریو رو شب آخر عوض کردند!"

حالا چرا الان اینو تعریف کردم؟ چون همین عزیز – که فرستنده ی sms بالا بود – رو دو هفته پیش دیدم. داشت با آب و تاب تعریف میکرد که "ما حتی به حاضر شدیم بریم دور دوم به رفسنجانی هم رای بدیم (!!!)، اما این مملکت درست بشو..."

ای خدا! دل ما هم واسه خودمون خوشه که از کمبود حافظه ی تاریخی تو ملت شاکی ایم. عزیز تحصیل کرده ی ما با 30 سال سن – که شهرام همایون و VOA و دنیای سیاست رو با جدیت تمام تعقیب میکنه - حافظه ی شخصی افعال و جملات سیاسی همین دو سه ساله ی خودشم نداره، اون وقت من و تو غصه ی حافظه ی تاریخی رو میخوریم؟ به قول نوید کشک ِ چی، پشم ِ چی.

2) نشسته بودم پای تلویزیون عمو عزت (ضرغامی) که به هیچ فوتبال خارجی نه نمیگه و هرچی لیگ و جام حذفی و اتحادیه ی انگلیس و ایتالیا و اسپانیا و جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا و بازی های ملی دوستانه و ... رو میدزده (!) و مفتی زنده پخش میکنه. دقیقه 20 پخش زنده ی جام حذفی انگلیسه که گزارشگر جوون میگه "زمان اذان مغربه، از شما هموطنان مسلمان التماس دعا داریم." بعدش به احترام اذان و ... سکوت میکنه و گزارش رو یک هو ول میکنه(!) در حالی که بازی داره پخش میشه. حدود 47 ثانیه بعد ( واقعاً همین حدود ، قطعاً یک دقیقه نشد) میگه: "خوب برمیگریم به بازی، امیدوارم طاعات و عبادات شما قبول واقع شده باشه"! من در بهتم که هموطنان چه جوری تو 47 ثانیه نمازشون رو خوندن! حتی اگر فرض کنیم از اول با وضو نشسته بودند سر فوتبال، بازهم فکر کنم شدنی نیست.

شما فکر نمیکنین در این مورد باز هم در رسانه ی ملی، از مقدسات برای اهداف جناحی یا شخصی هزینه شد؟
مسابقه ی sms: اون 47 ثانیه صرف چی شد؟ 1) قضای حاجت 2) جواب دادن sms ِ جی اف 3) شما بگین.

3) نشستم سر میز ناهار، دکتر xمدیر عامل شرکت مشاوره مدیریت y هم هست. میپرسه "میخوای رو چه موضوعی تو دوره ی دکترات کار کنی؟" میگم "مذاکره و تعارض و ازین چیزا." میگه "این چیزا واسه همون غرب عالیه. خیلی اهمیت میدن به این حوزه. اما واسه ایران این حرفا خریدار نداره." میگم خب چون اینجا تو این زمینه زیاد کار نشده و جامعه هم مشکل داره تو این چیزا، جای کار زیاد هست." میگه "نه، اینجا اصلاً خود دولت تو فکر اینه که بین مردم تعارض ایجاد کنه! نونش تو دعوا و بدبختیه ملته... اصلاً اینجا جای زندگی نیست...اینجا همه ...." من دیگه بی خیال میشم. براش توضیح نمیدم که تو همون غرب هم سه تا از محورهای اصلی تحقیق روی مدیریت تعارض مذاکرات cross-cultural ، خاورمیانه، و تعارض های مذهبیه. میگم آره راست میگی.


بعد از ناهار با بابام داریم میریم سمت ماشین. بابام میگه: "نمیدونم تو این مملکت کی راضیه؟ ماشاا... همه –پولدار و بی پول - شاکی اند که در حقشون اجحاف شده!"



4) من جای بچه ی همسایه خسته شدم اینقدر به خاطر برف مدرسه های تهران تعطیل شد. فکر کنم تعداد تعطیلیها دو رقمی شده دیگه.



5) تو برنامه ی نود، بحث بازیکن تیم ابومسلمه که معافی از خدمت تقلبی گرفته و یه مدت بعد فهمیدن و با پس گردنی بردنش سربازی. مشکل هم این بوده که یه کم زیادی محکم کاری کرده: معافی پزشکی گرفته، تحت عنوان "قطع نخاع"؛ بعدش دوییده رفته تو زمین فوتبال، تو لیگ حرفه ای بازی کرده!
ولو شدم از خنده!  

/ 2 نظر / 6 بازدید
اعظم

اصلن خودت چی کار داری به تعطيليه بچه های مدرسه؟

ب-ن

آخر تحلیل: رای ندادیم برق و نفت مان قطع شد؟؟؟؟؟ شما که ماشاالله تحصیل کرده اید ممکن است بفرمایید... رفسنجانی که هیچ اگر فرضا به معین رای داده بودیم چه اتفاقی می افتاد؟ کمبود گاز و همچنین قطع برق به خاطر سو مدریت و تحریم هایی ست که باعث شده که در صنعت گاز ایران سرمایه گذاری نشود... ریشه اش هم به 13-14 سال قبل... زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و کلیتنتون بر می گردد. همان موقع که ایران به ریاست جمهوری آقای رفسنجانی تفنگ چی و بمب گذار به آرژانتین و آلمان صادر می کرد. نمونه اش داستان رستوران میکنوس. ممکن است بفرمایید که اگر به رفسنجانی رای داده بودیم چطور یک شبه مشکل گاز و بعد مشکل برق حل می شد؟؟ وقتی به خاطر تحریم گازی وجود ندارد.. چطور رای ما می نوانست جلوی قطع گاز را بگیرد؟ به زندگی و تحصیلتان برسید چه کار به کار سیاست دارید؟ خیالتان راحت آنها که انتخابات را تحریم کردند امروز بیشترین هزینه را می دهند به هیچ صورتی هم پشیمان نیستند (منصور اصانلو-دفتر تحکیم وحدت- دانشجویان زندانی-زنان-کسانی مثل امیرانتظام- ناصرزرافشان دکتر محمد ملکی- طبرزدی) 100 سال دیگر هم به جانورانی مثل رفسنجانی و معین رای نخواهند داد.