In-source

 

بشر در طول گذر زمان به تجربه دریافته است که هر چه تلاش کند تا فعالیت­های مورد نظرش را شخصاً انجام دهد و خود به تولید کالاها و خدمات مورد نیازش بپردازد، به مطلوبیت (Utility) بیشتری دست خواهد یافت! پُر واضح است که تمرکز زیاد روی یک تخصص، و تولید یک کالا یا سرویس خاص برای تمام افراد جامعه از سوی یک فرد یا یک بنگاه، به تولید محصول با کیفیت نازل، اتلاف وقت، تهی شدن انسان­ها از هویت انسانی و انحطاط در منحنی یادگیری می ­انجامد. حال آنکه در جامعه ی آرمانی، اتکای حداکثری هر انسان به توانایی­های خود، به رشد قابلیت­های افراد، حذف تعامل­های زائد بشری، و استقلال مادی و معنوی انسان­ها از هم کمک شایانی می­نماید و فرد نهایت کوشش را برای تولید کالا/سرویسی که خود از آن ذی نفع است، به عمل می آورد. در چنین جامعه آرمانی – اتوپیای نوین – سعادت فرد، امری کاملاً جدا از سعادت جامعه است.

 

                                                                                    فرازهایی از کتاب "اتوپیا(۲)" ، تألیف سر توماس مور دوم، 2005

 

اگر خزعبلات فوق، چند هزار سال تمدن بشری و ۲۰۰ سال دانش مدیریت و فلسفه outsource در دنیای مدرن را زیر سؤال برده، اما در عوض در زندگی فردی گاهی چندان بی ربط نیست. بعد از تجربه ناموفق سلمونی دفعه قبل که به اوستا داشتیم توضیح میدادیم که: نه کوتاه، نه خیلی بلند....خودش گفت:  “medium, ok?” و یک کله ی کدو تحویل ما داد، 3ماه و نیم جرأت سلمونی رفتن نکردم. سرمون داشت شلوغتر میشد و شلوغی سرمون هم بیشتر! (صنعت جناس در نثر!) برای رهایی مختصر از جنگل مولا و محض آبروداری، یه کم با قیچی خواستم اوضاع رو جمع و جور کنم. شروع کردم و همچینی مزه داد! جو گرفت و همینجور ادامه دادم: کنار، جلو، بالا...با ماشین هم یک مقدار ظریف کاری(!) کردم؛ بد چیزی هم نشد ها...!! خلاصه رسماً سلمونی کردم خودم رو، تموم شد رفت! استعداد نهفته ای از گذر این نیاز، کشف شد. (Market pull!) . فقط مشکل پشت سره که دید ندارم اصلاً. واسه این قسمت پروژه هم حتما یه راه حلی بالاخره باید پیدا شه....

/ 2 نظر / 4 بازدید
alid

سلام مو قشنگ کجايی؟ ايرانی؟ کی ميای؟

نرگس

من عاشق اين نوشته شدم....:) خيلی قشنگ بود.