در مورد کامنت نامی

-

این نوشته رو اول میخواستم در پاسخ آخرین کامنتی که برای نوشته ی قبلی گذاشته شده بود، به صورت یک کامنت همونجا بنویسم. اما طولانی شد و به خاطر همین به شکل یک نوشته ی جدا اینجا میارمش.

دو تا پاسخ در مورد چیزی که نامی گفته دارم: اولی یک مقدار سرراست تره، و دومی تا حد زیادی متفاوته، و برای برای خودم هم پیچیدگی داره.

1) اول جواب آسون و راحت طلبانه(!) : من توی اون نوشته صراحتاً ( توی پا ورقی ته نوشته) تأکید کرده بودم که حوزه ی بحثم "اخلاق فردیه". پس اون قسمت نقد ِ نامی که "خيلی ها دارن با همين استدلال که يه جا بايد خط قرمز داشت و نه گفت ملت رو می فرستن هوا" در مورد نوشته ی من انطباق پیدا نمیکنه. من از این دید که  تو جامعه چه جوری باید سیاستگذاری کرد حرف نزده بودم. مدل نوشته طوری بود که این منظور رو برسونه که "تو حوزه ی شخصیش هر کی هر کار خواست بکنه، به ما چه ربطی داره." راستش هم اینه که اون جمله ی آخر (پاورقی) رو تعمداً واسه این گذاشته بودم که حرفم از اون موضع نقد نشه و مجبور نشم یه توضیخ های سخت تری راجع به لایه های زیری تر حرفم بدم.

2) اما خب، کامنت آدم تیزبینی مثل نامی در واقع به من میگه که گویا نمیتونم اینجوری راحت طلبانه زیرآبی برم:

 با این قسمت نظر نامی هم که "به احتمال زياد برای رد اين موضوع (مفید بودن سه گانه) هم یه چيزی وجود داشته باشه" هم کاملاً موافقم. احتمالاً از نظر علمی بشه یه بحث هایی کرد که کارکرد (function) های اصلی "رابطه" چیه و مثلاً سه گانه چه لطمه هایی به کدوم کارکردها میزنه. شاید حتی واسه موضوع خاص سه گانه حتی توجیه عقلیش سخت نباشه. منتها یه مشکلهایی شاید تو این راه باشه: مثلاً اون کارکردهایی که تو بوق میشن و تو چشم مردم هستند، در گذر زمان تا حد زیادی تغییر می­کنند. نتیجه اینکه کارکردهای اصلی (که هنوز هم همونها برای عموم مردم اصلی هستند) با کارکردهایی که روشون تبلیغ میشه و ازشون مثلاً "خوب پول در میاد" تفاوت پیدا میکنند. از طرف دیگه یه سری ارزشهای استثناپذیر، گاهی چنان به عنوان اصول بدون استثنا جا میفتند و زورشون زیاد میشه که هیچ طوری نمیشه نقدشون کرد، یا یه سری اصول عقلی که در حکم مقدمه ی استدلال هستند، یواشکی نقض میشن و کسی هم خیلی نمیفهمه، و الی آخر... خلاصه حرفم اینه که بعضی وقتها عملاً فضای منطقی استدلال کردن در سطح جامعه به اندازه کافی وجود نداره. راستش خیلی بعید هم میدونم که این قضیه خاص دوران ما و مثلاً از مشکلات خاص "آخرالزمان" (!!)باشه! احتمالاً در تمام طول تاریخ، کم و زیاد، این داستان در مورد موضوع های مختلف وجود داشته. فقط در دوران بعد از تحقق سکولاریسم بیشتر "جلوه" میکنه و رو اومده و - به درستی - در معرض دید قرار گرفته.

-

به این خاطر، نوع نگاهم به این داستان، بیشتر مایل به اینه که حتی عقل آدم هم فقط تا یک حدی (که حد خیلی خوبی هم هست، اما تهش نیست) جواب میده. مستقل از اینکه در چه دوره ی تاریخی زندگی میکنیم، همیشه این نزاع وجود داشته و داره. یه سری تناقض های دوره های قبل به طور عقلی حل میشه، و یک تعدادی تناقض های جدید به وجود میاد که قبلاً وجود نداشت؛ و این داستان تا همیشه برقراره. اینکه نوشته بودم "... اگه [آدم] به یه چیز محکمتری پشتش قرص نباشه..." هم منظورم اشاره به همین بود.


این رو وقتی خارج از ایران زندگی میکنم خیلی بیشتر حس می­کنم. اینها رو نگفتم که بگم مساله رو برای خودم حل کردم . اصلاً مگه قراره مساله "جواب" به این راحتی و استانداردی داشته باشه؟ شاید جواب مساله، همون جدی گرفتن مساله و براش انرژی گذاشتنه... قصدم این بود که بگم گاهی عمیقاً حس میکنم ابزارهای پیچیده تر و مجهزتری لازم میشه. خیلی از موضوع ها، به سادگی سه گانه نیستند، و ابزار ناقص، قدرت آدم رو برای درک مساله های پیچیده محدود میکنه.

-

* باز دوباره اینجا این موضوع رو شفاف کنم: دارم راجع به وقتی حرف میزنم که آدم برای خودش تصمیم میگیره. منظورم این نیست که اگه با منطق کسی قانع نشد، با زور قانعش کنیم! اون کار که خیلی بدیهیه اغلب اوقات "به طور منطقی" و حتی نتیجه گرایانه هم اصلاً مشکل داره(!) ، چه برسه اخلاقی. حوزه صحبت هم راجع به آدمهاییه که در طول عمرشون تا حد خوبی از عقلشون کار میکشند!

/ 3 نظر / 4 بازدید
آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

مليله

آقای سروش٬ با اينکه اولين بار نيست اين دو تا مطلبی که در مورد سه گانه نوشتی رو می خونم ديدم جواب بعضی چيزايی که توی پست قبلی کامنت گذاشتم اينجا پيدا می شه به عده همون پست قبلی پيدا می شه احتمالا :)) يه چيزی که من توی اين پستت دوست دارم اشاره به گيج شدن بيچاره وار! برای درک مساله ها هست.. يعنی رسيدن به يه قضاوت حتی شخصيش.