شهر (3)

1) سومین باره که تو اوایل زمستون، از کانادا میام ایران. هر بار بلافاصله بعد از اومدنم، یه برف خیلی سنگین و کم سابقه تو تهران میاد. برف سال 83 که از مال امسالم سنگین تر بود: یه درخت 10-15 متری تو کوچه ی ما کامل از پایین شکست و افتاد و زیر برفها مدفون شد.

الان منتظر قسمتهای بعدی این الگوریتم تکراری هستم: حدود 10 روز بعد باید یه مریض اساسی بشم و 10 روز تو خونه بخوابم، و ادامه اش هم یه سری اتفاقای تکراری دیگه است که در کمال تعجب، هر دفعه میفته.

2) برادر من، تو عمر همچین پر عزت من و شما، کلاً چند بار هوای تهران قراره بشه 10- درجه که شما همین فرصت تاریخی رو هم نشستی تو خونه و میگی هوا سرده؟ برو بیرون ببین چه بهشتیه.

3) یه آقاهه بود که تو شبکه تهران میخوند، با یه صدای کلفت و همچین با حال و اکو-داری، اون اول ها که تازه شبکه تهران تاسیس شده بود: "تهران، شب از تو دور است، تهران همیشه نور است، تهران و کوچه هایش، یاد آور غرور است."
من میخوام از فرصت استفاده کرده، جای "کوچه ها" بذارم  "گربه ها"! دیروز صبح داشتم 2 ساعت تو پارک ملت گربه بازی میکردم! زبانم از توصیف هیجان گربه ایم عاجزه.


IMG_0522.JPG?

IMG_0517.JPG?

 

IMG_0543.JPG?

IMG_0523.JPG?

IMG_0512.JPG?

4) اینجا -  برای من - بهترین شهر دنیاست. در این هیچوقت شک نکردم.

 

توضیح: این بچه گربه هه که تو دست منه جاش راحته ها! چون زاویه عکس گرفتن کجه، عکس یه جوریه که انگار من خِفت گردنشو گرفتم. اما در واقع من از کمر گرفتمش و روی دست و آستین من تکیه داده. از زاویه عکس با زمین این رو میشه تشخیص داد. اینو نوشتم که کسی گیر حقوق حیوانات نده به ما!

/ 3 نظر / 4 بازدید
مليله

خيلی قشنگه........هم نوشته، هم عکسا

nazgol banoo

1. خوب شد اون توضیح آخر رو دادی. رفته بودم که خفت گردنت رو بگیرماااا. 2. تو واقعن خیلی خوب می نویسی پسر. نوشته هات قلقلی هستن اساسی. 3. ایران خوش می گذره؟ دلم تنگ شده برای "تهران سفید - ساعت 5 صبح"

نعنا

خوانندگان وبلاگت اميدوارن که امسال سرما رو نخوری...