هویت دوم (2)

مطمئنم بار اول (سال 79) که اون نوشته ی در مدح کاظم زاده رو خوندم، اینقدر نخندیدم. شاید چون اون موقع خودم هم جزو سیکل کارنو بودم! الان که از بیرون بهش نگاه میکنم، برام با مزه تره. با همه ی خوبی های دوران هویت مهندسی، می بینم هویت علوم انسانی برام جذاب تره. دوره ی تقریباً 5 ساله ی مکانیک، دوره ی "نسبتاً متوسط ها" تو زندگی من بود. تو خیلی چیزها، درس، کار (شغل)، علم، احساسات، ادبیات، درک هنر، و...  دوران متوسطی بود برام. بالا و پایین به اون شدت نداشت. یه چیزهایی هم استثنا بود، طوری که "متوسط" قلمداد کردنشون خیلی بی انصافیه؛ مثل دوستی ها، کارهای فوق برنامه، و "فکر کردن" در مورد دنیای سیاست. فکر کنم همین چند تا چیز ِفراتر از متوسط هم بود که راه من رو به سمت هویت علوم انسانی برد. (خواستم حضور خاتمی رو هم اضافه کنم به دوران هویت مکانیکیم، اما دیدم با خاتمی در تمام نزدیک به 8 سال ِ شریف داشتیم حال میکردیم. حضور خاتمی جزو هویت شریفیمه.)   

برعکس، دوران هویت 5 ساله ی علوم انسانیم پر از نامتوسط ها تو تمام اون چیزها بوده؛ اوج و حضیض های متعدد، و غیر منتظره ها. خودم، در نهایت پر رویی، این هویتِ علوم انسانیم را بیشتر دوست دارم. خود واقعیمو بیشتر سازگار با این یکی هویت میدونم. تو این 5 سال دوم هویت حرفه ایم، آدم خیال پردازتری شدم. فکر میکنم برای اغلب آدمها، MBA خوندن واقع بین ترشون میکنه؛ برای من گویا برعکس بوده. لنز پوزتیویستی در درک دنیا – که میگه حقیقت چیزی است که مستقلاً در دنیای خارج وجود داره، و کار علم کشف اونه – رو تا حد زیادی کنار گذاشتم. دنیا رو کاملاً نسبی-اجتماعی میبینم. حالا این وبلاگ خیلی شاید معرف روزهای معمولی همین دوران هم نبوده، اما تقریباً اثر مستقیمی از اون هویت اول من توش نیست.

این گذرنامه ی جدید، احتمالاً شناسنامه ی یه دوره هویتی دیگه ای از زندگیم میشه: دورانی اکیداً آکادمیک، اکیداً با ثبات تر و کم نوسان تر در روزمره های زندگی، شاید باز هم پر از مسافرت، اما این دفعه پیش بینی شده، و شاید حتی دوره ای پرهیجان تر. اگه اون سه تای اول رو positivist ی گفتم، این آخری social relativist ی بود!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نمیدونم چند تا از این 5 ساله های گذرنامه ای قراره بیاد و بره؛ اما دوست دارم همشون با هم کلی فرق کنن. تا وقتی که این جلد زرشکیه و جلد آبیه با هم صدای قررررچ بدن.


الان یاد پارسال این موقع افتادم که پرسیدی: "دوست داری 80 سالت شد چه حسی داشته باشی؟" الان عجالتاً جوابم اینه: دوست دارم 12 تا گذرنامه ام رو بذارم جلوم که هر کدوم یه قصه ی خیلی خاص برای خودشون داشته باشند. بعد بشینم فکر کنم که چیکار کنم که 13 امی، نماینده ی این عدد مقدس(!)، با همشون بیشترتر فرق کنه. شرمنده که اینقدر اشتهام زیاده!

/ 7 نظر / 4 بازدید
آبجی سحر

سلام خوبی گلم روز بخير وب زيبايی داری وقت کردی قدم رنجه کن به وب آبجی سحرتم يه سر بزن هر چی باشه آبجی گفتن سرزدنی گفتن يادت نره که آبجی منتظره با يه شاخه گل

nazgol banoo

پست تو خوب بود ولی خداییش این کامنت "آبجی سحر" یه چیز دیگه بود. کامنتدونی رو باز کردم یه چیزی بگم کامنت ایشون رو خوندم حرفم یادم رفت.

نويد

سلام بابايی! می بينم از يک نويسنده فقيد ياد کردی! منم ایران بودم گاهی نوشته های خمش رو یک ورقی می زدم. کاش پی دی اف اش می کردیم... ضمنا جون ما روی اين آبجی سحر رو زمين نندازی ها!! اگر مسابقه بهترين کامنت نويس (در مقابل بهترين وبلاگ نويس) بود من حتما به اين يکی رای می دادم!

nazgol banoo

آخه کیفیت کامنت ها رو هم ببین خوب. حسودی داره آخه؟ ببین دوستم! تو هم می تونی به این رکورد برسی. یه متن خنزر بنویس بعدش تند تند کپی پیست کن توی کامنتدونی 300 تا بلاگ. بلاگشم هرچی شمع و گل و پروانه تر، شانست بیشتر. فقط قول بده کامنتها رو در شرایطی بخونی که شکمت خالی باشه.

نعنا

چرا نوشتی در نهايت پررويی؟ :)

مليله

من هنوزم دوست دارم برم مکزيک اما با پاسپورت قبلی ام!!:) که برای پنج سال ديگه تمديد شده و هنوزم قرمزه :)

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر

از امروز گروه هايي با نام "ناصحان" با انجام مانور "تذکر لساني" موجوديت خود را اعلام مي کنند.گروه ‏ناصحان متشکل از بسيجياني است که "آموزش هاي ويژه مربيان عفاف و حجاب" را گذرانده اند.‏ گروه هاي "ناصحان" به دنبال آماده شدن لايحه تشکيل "وزارت امر به معروف و نهي از منکر" توسط دولت، ‏تشکيل شده و به نظر مي رسد که آنها قرار است نيروي لازم براي تشکيل اين وزارتخانه را آماده کنند. مانور تذکر لساني امروز و در اولين روز از هفته "امر به معروف و نهي از منکر" در سراسر کشور به اجرا در ‏مي آيد. مجريان اين مانور گروه هايي هستند که فرماندهان بسيج آن را "گروه ناصحان" نام داده اند.‏