ادامه پس لرزه های سياسی کاترينا

 

سازمان ِ فدرال ِ مقابله با حوادث اضطراری امریکا (FEMA) ، در زمان ریاست جمهوری کلینتون اعتبار ویژه­ای کسب کرد. کلینتون رئیس FEMA را تا سطح کابینه ارتقا داد و تمام سازمان­ها و نهادهای امدادرسان ِ فعال در مدیریت بحران­ها و حوادث اضطراری – ازجمله وزارت دفاع، وزارت راه، سازمان امنیت داخلی، وزارت نیرو و... -  را ملزم کرد تا در زمان مقابله با بحران تحت نظارت FEMA فعالیت کنند.

 

در زمان بوش ِ پدر (1992-1988)، در اغلب حوادث شدید ملی، FEMA از سوی رییس جمهور دور زده می­شد. در این دوره فعالیت­های FEMA در دو حوزه­ی مقابله با حوادث طبیعی و مقابله با حوادث تروریستی (آمادگی ملی) انجام می­شد که این دو حوزه، عملاً در حکم جزایر جداگانه و ناهماهنگ بودند. ریاست FEMA سِمَت کم اهمیتی بود که حکم تبعیدگاه موقت را برای مقامات سیاسی مغضوب یا ناکارآمد داشت و به همین خاطر رؤسای  FEMA در زمان کوتاهی عوض می­شدند و به پست­های معتبرتر ارتقا انتقال پیدا می­کردند. کلینتون برای ايجاد تحول در FEMA ، فردی را که سالها تجریه مدیریت فجایع و حوادث طبیعی در سطح ایالتی را داشت، به این سمت منصوب کرد و جایگاه رییس FEMA را تا سطح کابینه ارتقا داد. رييس جدید در این دوره، محوریت فعالیت­های FEMA را مقابله با حوادث طبیعی قرار داد و ساختار سازمانی جدید هم بر این اساس طراحی شد. ریاست FEMA برای اولين بار ۸ سال در این سمت باقی ماند و جایگاه این سازمان در میان افکار عمومی به شدت ارتقا پیدا کرد.

 

اما بعد از ۱۱ سپتامبر، جرج بوش ِ پسر مجدداً مقابله با حوادث تروریستی را مرکز توجه قرار داد. در ساختار فعلي مدیریت بحران در امریکا، FEMA تحت نظر بخش آمادگي و مقابله با حوادث اضطراري، در سازمان امنيت داخلي آمريکا - که این سازمان مستقيماً تحت نظر رئيس جمهور است- فعاليت مي­کند و در واقع جایگاه آن دو پله از سطح کابینه نزول کرده است. با این وجود دور از انتظار نیست که در اين ساختار، مانند FEMA در زمانِ بوشِ پدر، توجه کمتري به حوادث طبيعي صورت گيرد و بزرگنمایی و تأکيدِ غير واقع­بينانه بر حوادث غيرطبيعي و به ويژه تروريستي، سبب انحراف نسبي FEMA از وظيفه­ی اصلي­اش شود.  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

عملاً هم ضعف شدید و کندی و ناکارآمدی دولت بوش در مقابله و واکنش نسبت به تندباد کاترینا، با انتقاد شدید افکار عمومی و حتی بعضی از سیاستمداران جمهوریخواه مواجه شد. بسیاری از بوش انتقاد می­کنند که چنان درگیر توهمات جنگ با تروریسم و لشکرکشی به عراق و افغانستان است که دولتش در مقابله با چنین حادثه طبیعی­ای عاجز می­ماند.

 

بازگشت زمان به عقب ازين هم محسوس­ تر است: FEMA دوباره به "محله برو بیا"ی مقامات سیاسی تبدیل شده و در ۴ سال اخیر، ۳ بار رئیس آن تغییر کرده است. رئیس فعلی FEMA، مایکل براون، از اعضای هسته انتخاباتی بوش در سال 2000 بوده است و اقتدار و عملکرد او در دوره  تصدی مسؤولیتش در FEMA، بسیار ضعیف ارزیابی شده است. اغلب مدیران ارشد این سازمان در حال حاضر فاقد حداقل تجربه لازم در مدیریت حوادث و فجایع در گذشته هستند. روز گذشته (جمعه) رئیس FEMA (مایکل براون)، به دلیل ناکارآمدی و کندی در عملکرد با دستور مقام مافوقش در سازمان امنیت داخلی از مدیریت ِ عملیات مقابله با فاجعه کاترینا برکنار شد و به واشینگتن برگردانده شد و مدیریت مقابله با حادثه کاترینا به یکی از فرماندهان نیروی دریایی سپرده شد. در واقع این بار، در زمان بوش ِ پسر هم FEMA به شکل تحقیرآمیزی دور زده شد.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

در ساختار مقابله با حوادث اضطراری امريکا، هریک از اقدامات کلیدی دولت فدرال در مدیریت بحران در قالب یک کارکرد (Function)، سازماندهي شده و برای هر کارکرد، یک سازمان اصلی و تعدادی سازمان پشتیبان تعیین شده اند که باید تحت نظارت و با هماهنگی FEMA در زمان مقابله با حادثه عمل کنند. مثلاً برای کارکرد "حمل و نقل"، وزارت راه و برای کارکرد "جستجو و نجات"، خود FEMA سازمان اصلی است.

 

این ساختار، ساختاری است که برای ایران هم کم و بیش قابل الگوبرداری است و می­توان با محور قرار دادن هلال احمر در جایگاه مدیریت مقابله با بحران – به جای سازمانهایی چون وزارت کشور و ... که فاقد چنین قابلیت­هایی هستند- ساختار و کيفيت مدیریت بحران و حوادث اضطراری را متحول کرد.

/ 4 نظر / 6 بازدید
Katerina

you are so cool Sir thomas ;)

*

Good to know, tnx