خلوت

 

در خلوت شبانه ی من و تو و security دانشگاه

زیر برف باریدنهای شب کریسمس

روی برفهای عمیق تو با پا نقاشی کردم:

"چشم چشم دو ابرو"

 

دیدن داشت "چشم چشم دو ابرو" ی بزرگ من از طبقه ششم

از بالای ساختمان Mary Keyes

تو هم دیدی سناتور، مگر نه؟

تو هم بالا بودی و هم پایین

هم در  International Office بودی و هم در Business School

همه جا، با همه بودی، بی اعتنا به اینکه در گوش چپ کسی گوشواره بود یا نه

“Since 1887”

 

سناتور McMaster، بعد از عمری عمده ­فروشی،

تأسیس بانک تجارت(!)

و ۲۰ سال بانکداری

به ۱۸۸۷رسید:

"تربیت مردان و زنانی با شخصیتی و هویتی منسجم، عشق به عدالت اجتماعی و صلح"

حرفهای خوب خوب بلد بودی ها سناتور!

 

دوباره صدایم کردی سناتور،

صدای تو خوب است، بالاتر از لیاقت من،

دور نیست که جوابم به صدای تو، از جنس قدرشناسی نباشد

اما صدای تو بهترین است

نمی­دانم چرا فکر می­کنم که دعوت تو برای من

بیشتر از اینکه یک تأیید علمی باشد

یعنی اینکه دوستم داری!

تریپ Love هستی سناتور؟!

 

در خلوت شبانه ی من و تو و security

در دانشگاهی خالی

به خلوتی و سردی شبهای سال نو

قلم و نقاشی و نقاش، همه یکی بودیم

 

یادت هست سناتور؟

/ 9 نظر / 7 بازدید
mehran

oh oh post post modern poems who is senator? با حال بود

سناتور

بله ...يادمه!

نرگس

سلام..چه شعری...چه دوست داشتنی است..خلوتش، برفش، انتقادش؛)، دوست داشتنش و همین طور يکی از سناتورهايش:). من شروعش را، فراز و فرودش را و پايانش را می پسندم...قلم و نقاشی و نقاش يکی شده بودند..يادت هست سناتور؟ قشنگ نوشته ای سروش، خيلی قشنگ...............

سر توماس

۱) مهران، تو یکی که دیگه اقلا سناتور رو باید بشناسی، رفاقت 2-3 ساله دارین شما... 2) نرگس، ممنون. خیلی لطف داری. البته در حدی نبود که اصلا بشه بهش گفت شعر؛ شعر یه نظام و مختصات دیگه ای طبیعتا باید داشته باشه...

مسافر

سلام سر توماس جان. معمولا از شعر نو خوشم نمياد ولی با اين حال کردم ... دمت جوش ... عيد نوروزت هم مبارک. حالا الان پيش سناتوری يا پيش آقای واقفی؟

مسافر

راستی... واقعا شناخت اروپايی ها از دنيا بيشتره؟ من هنوز اينو نفهميدم... اگر لطف کنی و مصاديقش رو بهم بگی خيلی ممنون ميشم...

سر توماس

سلام مسافر، الان ایرانم، یک ماه و نیمه تقریباً. من بیشتر بر اساس همون تجربه کوتاه 5 ماهه exchange نظر میتونم بدم. تو همیلتون با دانشجوهای exchange دیگه که اغلب اروپایی بودن زیاد رابطه داشتم ...همینطور اروپایی های دیگه... به نظرم مردم کشورهای مهاجر پذیر - مثل کانادا و تا حدی هم امریکا - خیلی بهتر میتونند حضور خارجی ها رو هضم کنند. در حالی که عملا در مدرسه و ... اطلاعات زیادی از بقیه دنیا بهشون داده نشده و تصور عقب نسبتاً عقب مونده ای از بقیه دنیا دارند. اروپایی ها (به خصوص فرانسوی ها و ایتالیایی ها) اطلاعاتشون بیشتره و ذهن باز و معلومات خوبی راجع به وضعیت سیاسی در بقیه دنیا دارند و برخلاف امریکایی ها از اول عمرشون اطلاعات bias و یه طرفه و دروغ تو مغزشون فرو نکردند؛ اما زیاد حوصله مهاجر و پلورالیسم نژادی و ... رو ندارند(بر خلاف کانادایی ها). همونطور که ما ایرانی ها هم اصلاً نداریم!

نرگس در آخر الزمان

اين پست محبوب منه......خيلی دوستش دارم