اسفند: دماوند

 

اقتصاد کلان می­خونیم. بحث خیلی ساده­ ایست که : "بخشی از افزایش خروجی، به خاطر بالا رفتن قیمتهاست. برای محاسبه رشد اقتصادی واقعی، اثر افزایش قیمتها در رشد خروجی نباید در نظر گرفته شود."

خودمونو که گول نمیزنیم!

 

 

ثانیه ­هایی که "بوی بهار" رو حس می­کنم خیلی کوتاهه؛ یک چیزی هست که حسش می­کنم، اما زود تموم میشه، مثل بوی اتاقی که تازه گردگیری شده؛ اما...

 

عوضش بهار رو "می­بینم"! خیلی زیاد... آسمون به طرز عجیبی از شدت تمیزی برق میزنه. این رو دیروز صبح زود، تو بزرگراه چمران، از پشت شیشه جلوی ماشین کشف کردم. امروز هم از روی بالکن خونه، دماوند قشنگ پیداست. چیزی که کمتر اتفاق میفته...

 

ممکنه بگید که این چیزی که تو حسش می­کنی، "تمیزی هوا" ست، نه "بهار"! اما منظور من خود بهاره. همون طور که تو گفتی؛ و تو هم گفته بودی...یکی از تعاریف شروع بهار از نظر من اینه : "بهار زمانی آغاز می­شود که پس از آن به مدت حداقل دو هفته، قله دماوند از داخل تهران قابل رؤیت است." برای من دیدن بهار ِ تهران، یادم میندازه که چقدر این شهر رو دوست دارم.  ۵ ماهی که ایران نبودم، اونقدرها دلم برای تهران همچین تنگ نشد، شاید چون میدونستم فقط برای 5 ماهexchange میرم. اما الان برام جالبه که  چقدر قشنگی هست که این مدت اینجا می­بینم و قبلاً کمتر میدیدم. "لذت اصیل ِ دوست داشتن، بدون فراق!" فقط اون قدری از این "وطن دوستی" رو واقعی می­دونم که بدون اثر فراق و دوری و... هم سر جاش بمونه.

 

admission و reject رو بی خیال. دماوند رو داری یا نه؟! 

/ 9 نظر / 3 بازدید
Aabi

من هم می خوام... تهران، بهار، بوی بهار ...

Mehran

بابا آپدیت! خوش به حالت که ایرانی ;)

---

چه عجب دوباره داری می نويسی!

hamed ghoddusi

سروش جوابت اندکی بی ربط بود به کامنت من.

نرگس

)

نرگس

من به اين <اندکی> حامد قدوسی احساس ارادات خاصی می کنم :)