Hamilton - مملکت ِ Ontario

مثل اینکه ما هر چی منتظر میموننم، این DELL نمی خواد کامپیوتر ما رو بفرسته؛ لذا گفتیم یک ۴ کلمه این وبلاگ رو آپدیت کنیم که فکر ملت نکنند اینجا از سرما مردیم!

به هر حال، ما، سر توماس، روز ۴ شنبه ۱۱ شهریور( اول سپتامبر)، به قول مازیار بر دانشگاه نازل شدیم. بعد از ۴-۵ روز که در ونکوور علافی میکردم، ۱۰ شهریور از ونکوور با یک پرواز ۴ ساعته تورونتو اومدم، و صبح فرداش، با اتوبوس آمدم همیلتون.

اون ۲ روز اول، به جز کارهای اداری ثبت نام ، و ذوق زدگی دیدن دانشگاه و چرخ زدن تو دانشگاه ( که خیلی میچسبید!)، فکر اصلی پیدا کردن خونه( اتاق/خوابگاه/...) بود. سر همون جریان خونه پیدا کردن، انقدر با این مازیار لودگی کردیم و مسخره بعضی در آوردیم که از خنده ولو(!) شده بودیم. جدی پدرم در اومد با windows2000 بدون ابزار فارسی اینها رو نوشتم!

به هر حال، خیلی زود (روزِ دوم)، جای خوبی پیدا شد و موضوع محلِ اقامت استاد شد. هم خونه ای هام ۲تا کانادایی و ۱ استرالیایی هستن.

اون هفته اول هم که به قول خودشون"welcome week" بود جنگولک بازی تو دانشگاه در حد اعلا یافت میشد. خوبی دیگه(!) این welcome week واسه ما این بود که تا جایی میشد، شام و نهار رو یه جا خراب میشدیم و مفتی میخوردیم. دوستانی که دیر اومدن این یه قلم رو از دست دادن. 03.gif

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همیلتون و دانشگاه رو دوست دارم. بیشتر از ونکوور، تورونتو و خیلی شهرهای دیگه (و البته نه بیشتر از تهران). همیلتون رو دوست دارم؛ حتی اگر فقط با این سطحی نگری باشه که اینجا اصلا دلتنگی نکردم، یه عالمه خندیدیم؛ و آرامش رو حس کردم....

هرچند که فقط این نیست.

MAC Campus


/ 7 نظر / 7 بازدید
*

che khoob :)

مسعود

البته اين بيش‌تر ناشي از ويژگي‌هاي خودته ... هرجاي ديگه هم بودي اون جا رو خوش مي‌کردي ... خوش‌حالم که خوش‌حالي ...

elahe

منم چه خوبD:

holmes

تولدت مبارک .............عزيز

نوید

مژده بده .. مي‌گن علي آقا مي‌خواد بعد از يك باخت و يك مساوي مفتضح خودش وارد ميدون شه!!!

amir bio

سلام. خوشحالم که می بينم دوباره مي نويسی. موفق باشی!

majid

hala yavash yavash, vaghti shod -30 dark mikoni ke hamilton ro bishtar doost dari ya vancouver