۲۸

شما را وداع می گویم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

این روز به پایا ن رسیده است

 

آنچه اینجا، به ما هدیه شد پاس خواهیم داشت

و اگر کافی نباشد، باز باید گرد هم آییم

هر چند مرگ مرا در خود پنهان کند، همچنان جویای شما خواهم بود

با دمی گرمتر و لبهایی تسلیم تر به فرمان روح

بگذارید این، آغازی  باشد تا فردایی ديگر

 

* عکس از : امیر بیوتک 

 

چند دمی دیگر، روح مشتاق من آب و خاک جسم تازه ای را گرد خواهد آورد

دمی بر پشت باد درنگ خواهم کرد

و آنگاه زنی دیگر، مرا خواهد زایید...

 

 

جبران خلیل جبران- کتاب "پیامبر"

 

  عکس از : امير bio-tech 

/ 7 نظر / 6 بازدید
سعید

کاشکی الان هم يک پيغمبر داشتيم که دستورات الهی رو بهمون ميداد... جدا کمبود وجود يک پيامبر توی دنيا احساس ميشه. آی خدا نايب خودت روی زمين رو هر چه زودتر به ما ارزانی بدار...

امير bio-tech 

سلام. یادش به خیر. چه روزهای طلایی بود. متن زیبایی نوشتی. امیدوارم بار دیگر با یکدیگر، در این سفر زیبا همراه بشیم.موفق!

رستا

فرصت کردی یه چند تا پست بفرست. تو شروع نکرده بریدی

بزرگ

با عشق تو سر زخاك برخواهم كرد ....

سعید

مثل اينکه وبلاگتو بستی آره؟ وداع و اينا هم مال همونه ها؟