سه سوال و انتخابات

آزادو  لطف کرده بود و من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرده بود که من یک مدتی به وبلاگ خودم هم سر نمی زدم و  از این دعوت بی خبر بودم. ازش سوال کردم و گفت بازی هنور برقراره، لذا من اینجا جواب 3 تا سوالش رو میدم. جواب سوال اول رو مفصل میدم که تا حدودی سوال 2 و 3 رو هم در بر میگیره.


1) در طول 4 سال آینده، در خوشبینانه ترین حالت، چقدر می توان مردم را از خط فقر بالاتر کشید؟ چه انتظاری واقع بینانه است؟ (با توجه به شرایط اقتصادی که در 4 سال پیش کشور داشت  وشرایط بسیار بحرانی که هم اکنون در آن هست؟)  آیا رفاه اجتماعی می تواند به همان سطح دولت هشتم برسد؟

اگر بخواهم یک مقدار عامتر با این سوال برخورد کنم، معتقدم چیزی که فراتر از "خط فقر" رضایت یا عدم رضایت مردم را شکل می دهد، "احساس فقر" و "انتظار ثروت" است.  در نظر گرفتن این عامل، فکر می کنم مردم شهرهای کوچک و مناطق محروم در این 3.5 ساله تا حد زیادی بد عادت و گمراه شده باشند. تزریق بی حساب در آمد نفت در این چند ساله،   قلع و قمع صندوق ذخیره ی ارزی چاق و چله ای که دولت خاتمی تحویل دولت احمدی نژاد داد برای اهداف نمایشی، و بالاخره وعده و وعیدهای دولت نهم به مردم محروم  که به زودی زندگی شما زیر و زبر خواهد شد، شرایط سختی را جلوی پای دولت بعدی خواهد گذاشت. دور از ذهن نیست که اثر سیاست های غلط اقتصادی فعلی به حساب دولت آینده گذاشته شود. به خاطر همین فکر می کنم هر چند رییس جمهور بعدی – چه اصلاح طلب عاقل، چه محافظه کار عاقل -  می تواند نقش تعیین کننده ای در اصلاح روند غلط فعلی داشته باشد، جلوه گر شدن این اصلاحات در "احساس رضایت اقتصادی" ظرف 4 سال چندان عملی نیست.

اما:

بر خلاف یکی از گفتمان های قالب روز اصلاح طلبان که می گویند بیایید فقط روی مسایل اقتصادی در این انتخابات تمرکز کنیم، من اکیدا معتقدم باز هم مثل تمام انتخابات قبلی برگ برنده و چیزی که مردم ایران رو در موقع انتخابات تهییج به رای دادن به کسی میکند ، در آخر همان مسایل فرهنگی، اجتماعی، و حتی سیاسیست، نه اقتصادی، کما اینکه احمدی نژاد هم نه با برنامه های اقتصادی قوی، بلکه با شعار حمایت از مستضعفین و قیچی کردن دم آقازاده ها و با برنده شدن رای کسانی که به این چیزها اهمیت میدادند، به دور دوم انتخابات رسید. و لاریجانی با آن همه شاخص و وعده ی ریز و درشت اقتصادی رای زیادی جمع نکرد. منظورم این نیست که لاریجانی برنامه ی اقتصادی قوی ای داشت، فقط میخواهم بگویم در آخر خط، مردم بر اساس در اولویت گذاشتن برنامه های اقتصادی رای نمیدهند. البته اینکه تاکید بر اصلاحات اقتصادی به جای اصلاحات سیاسی، احتمال سرخورده شدن مردم - اگر قدرت اجرایی دوباره به دست اصلاح طلبها بیفتد - را کمتر میکند، حرف منطقی ایست و من اصلا مخالفتی ندارم.

و دست آخر اینکه مردم به امید زنده هستند. اینکه حتی سطح رفاه اجتماعی به سرعت به رفاه در سطح دولت هشتم برسد، به خودی خود هیچ احساس رضایتی را تضمین نمیکند. مردم به سرعت به سطح رفاه جدید عادت می کنند و این طور تغییرات اقتصادی از نظرشان هنر بزرگی محسوب نمیشود. هنر دولت بعدی باید این باشد که در زمانی که دارد کم کم خرابکاری های دولت فعلی را اصلاح میکند و زیرساخت های اقتصادی را برای بلندمدت میسازد -  دل مردم را هم پرامید نگه دارد تا هم اعتمادشان به دولت از بین نرود و هم حوصله کنند که برنامه های بلند مدت تر نتیجه بدهد.آگاه کردن مردم از موفقیت های سیاست خارجی و تنش زدایی، دادن قول اصلاحات کوچک اما کوتاه مدت و میان مدت در زمینه مسایل اجتماعی و فرهنگی ، جلب همکاری و حمایت افراد معتدل تر و صاحب نفوذ محافظه کاران مثل شاهرودی، قالیباف، ضرغامی تا با برنامه های اصلاحات همراه بشوند و لااقل کمتر منفی پراکنی کنند، از جمله کارهایی است که برای پر امید نگه داشتن مردم می شود انجام داد. از همین منظر معتقدم خیلی مهم است که رییس جمهور بعدی هم کسی باشد که مردم را به هیجان بیاورد؛ فصای فرهنگی و اجتماعی تکان دهد و به جامعه انرژی تزریق کند تا مردم حوصله تحمل فشار اقتصادی را  پیدا کنند؛ بتواند قشنگ و فصیح و جذاب و در عین حال عمیق صحبت کند؛ با حوصله و مدارا با مردم و مخالفانش کنار بیاید؛ وجهه ی بین المللی خوبی داشته باشد یا بتواند ایجاد کند. خلاصه اینکه بیشتر از اینکه تکنوکرات یا اقتصاددان باشد، باید جامعه شناس و روان شناس و حتی ادیب باشد. چه برای بردن انتخابات، چه برای بیشتر شدن شانس اصلاحات پایدار بعد از بردن انتخابات.

2)  احتمال نیل به هدفی مثل مردمسالاری دینی، یا مسأله حقوق زنان، نیازمند اصلاحات بعضا جزئی در قانون اساسی است، چقدر از توجه و خواست خاتمی در این راستا قرار می گیرد؟ اصلا وارد چنین مبحثی (اصلاح قانون اساسی) می شود؟

عملا تا حدی در جواب سوال قبلی  به این مورد اشاره کردم، اما حالا اینجا صریحتر: نه، اصلاح قانون اساسی از موارد اکیدا حساسیت برانگیز است که باعث میشود جناح مقابل احساس خطر کند و شدیدا مقاومت نشان دهد. در شرایط فعلی، برای بهبود حقوق زنان اثر نشستن و چایی خوردن و گپ زدن با افراد صاحب نفوذ شورای نگهبان مثل آیت ا.. جنتی و جمع کردن فتوا از مراجع نو اندیش مثل آیت ا... صانعی و آیت ا... جناتی  خیلی بیشتر از اثر طرح و لایحه دادن دادن محض از طرف مجلس و دولت یا تلاش برای اصلاح قانون اساسی است.

3) اعلام کابینه و مشاوران خود، نحوه استفاده از مهره ها قبل از انتخابات چقدر می تواند در میزان رای آوردن او تاثیر بگذارد؟ شما اسم چه کسی را دوست دارید به عنوان معاون اول خاتمی ببینید؟ (من: معین)

معتقدم خیلی موثر است. :-) برای معاون اول من نجفی را ترجیح میدهم، اما شاید اعلام موسوی به عنوان معاون اول، نوستالژیای دوران جنگ و جوانی مردم را بیشتر فعال کند و رای بیشتری جمع کند. با استدلال مشابه برای نسل جدیدتر، قالیباف هم گزینه بدی برای معاون اولی نیست. البته این دو نفر، مدیران قوی و مهره های قابل اتکایی هم هستند.

/ 2 نظر / 7 بازدید
نازیلا

بسیار منطقی و سنجیده پاسخ دادی سروش جان. اما فکر نمیکنی کمی به واقعیت موجود بیشتر نظر داشتی تا اونچه که در وضع بهینه میشد باشه؟

مصطفی

خیلی خواندنی بود ... ولی فعلاً که با اومدن موسوی داستان داره عوض میشه ...