مقام عظمای رياست

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

امشب تو دانشکده یک ضیافت کوچیکی برای دانشجوهای MSc/PhD ترتیب داده بودند و رئیس دانشکده هم بود و سخنرانی کرد. این رئیس دانشکده­ی Business- که دانشکده رو هم حسابی تکون داده - کلاً مقام خفنی محسوب میشه و خودش هم گویا خیلی کارش درسته و کلاً حتی وقتی استادا تو کلاس میخوان ازش حرف بزنند و میگن “Dean” (= رئیس دانشکده)، با یه ابهت خاصی ازش یاد میکنند . یه آماری هم تو سخنرانیش داد که ۱۳ نفر دانشجوی MSc  و ۱۰ تا دانشجوی PhD گرفتند، کلاً در این ۷ تا گرایش. 

 (پس به طور متوسط ۲ نفر برای MSc و ۱.۵ نفر برای PhD، در هر گرايش. حالا گرايش های مختلف فرق ميکنه، مثلاً برای  MIS، يه دونه MSc گرفتن و ۴ تا PhD)

 

آخرای برنامه رفتم پیش اين رئيس که یه کم گپ بزنیم و بشناسه ما رو. رسماً کف کردم از شدت معلوماتش راجع به ایران! جزئیات جریانات انتخابات اخیر ایران رو تعقیب میکرد و خبر داشت. مسأله­های دولت خاتمی، چالش­های فرهنگی و اقتصادی ایران و... رو جداً تو باغ بود. برخلاف اغلب آدمهایی که اینجا می­بینی، اپسیلونی شرایط ایران رو با بقیه کشورهای خاورمیانه قاطی نمیکرد و کاملاً تفاوت­های خاص ایران با اونها رو می­دونست. گفت حدود ۴-۵ سال پیش، ۱۰ روز ایران بودم. کلاً خیلی مسائل ایران برام جالبه و دنبال ميکنم و به نظرم هيچ جای دنيا اين مدلی نيست. جالبه که وسط صحبتمون یه هندی هم ملحق شد و حرف هند رو وسط آورد، آخرش دید این از هند هم همونجوری يک عالمه اطلاعات داره و ۲ تایی کف کردیم!

 

گفت اون موقع که ایران اومدم، رئیس دانشکده Business دانشگاه کلگری (در ايالت البرتا) بودم و برای مذاکره درباره اون برنامه EMBA شریف و دانشگاه کلگری به ایران اومدم. دکتر مشایخی رو هم خوب می­شناخت و خیلی از شخصيتش خوشش اومده بود. توصیفش از شخصیت مشایخی خیلی جالب بود: "آدم بسیار باهوش و خاصیه. خیلی مؤدب و با کلاس تو بحث وارد می­شد و در نهایت زبلی ، ما رو به سمت قبول خواسته­هاش هل می­داد!" حالا این حرف رو کسی داشت میزد که خودش اینجا به عنوان ختم ِ زرنگی و شِم ِ بیزنس و مهارت­های مدیریتی شناخته میشه، و به علاوه، حوزه تخصصی خودش در تحقیق و مشاوره مدیریت، "مذاکره" است. اگه حوصلتون گرفت یه نگاه به CV ش در زمینه­ی "مذاکره" بندازین.

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

بعد از دو هفته که از شروع ترم گدشته، فردا جمعه (البته طبيعتاً همين الان هم توی ايران جمعه شده)  برنامه آشنايی وروديهای جديد ِ MSc/PhD  با دانشکده برگزار ميشه. طبيعتاً زمان معقولی نيست،  بهتر بود که ۲ هفته پيش برگزار ميشد. اما نميدونم اين چه حکمتيه که تا يادم مياد، هميشه اين اردوی ورودی های جديد بايد روز "اول مهر" برای من اتفاق  بيفته! شايد يک ارتباط ماورايی ای، با واقعه و خبر و خاک و ... ازين چيزها داره؟! ;)

/ 3 نظر / 9 بازدید
شيث

اين خيلی جالب بود واقعا! راستی اين لينک به سر توماس کی بود هم فيلتر میشه. البته قبلا خوانده بودمش (چون خيلی وقته وبلاگت رو ميخونم) خواستم دوره کنم که کی بود! موفق باشي

هادی

سلام عزیز! می شه گیر بدم؟ بابا اردوی ورودی های جدید که تو ایران تقریباً هیچ وقت ۱ مهر نیست! ولی خوب ۱ مهر روز به یاد ماندنیه! ارتباط ماورایش هم شاید به تولدت ربط داشته باشه. فکر کنم امروز یک جورایی (یادم نمی آید چه جورایی) مصادف با سالروز تولدت باشه. این روز خجسته بر تو و ملت کانادایی مبارک باشه.

سر توماس

سلام عمو هادی. گير بده ، اما واسه من همیشه 1 مهر اتفاق افتاده! اردوی ورودیهای جدید خودتون رو یادته؟ 1 مهر بود (چقدر خوش گدشت ها برنامه اون سال!) اردوی ورودیهای 79 هم باز 1 مهر بود. افتتاح کلاسهای MBA ما (سال ۸۱) هم ۱ مهر بود.