ساختمان Mary E. Keyes : دوستان جدید

هم خونه ­ای­های من تو این مدت یک استرالیایی و دو تا کانادایی بودند. استرالیایی، دانشجوی فیزیک و همسن منه و برای یک کار تحقیقی ۲-۳ ماهه اومده. اسمش هست Christian، =خیلی زود با هم دوست شدیم و صحبت کردن باهاش رو دوست دارم. البته اون لهجه استرالیاییش اوایل چیز ناجوری بود! یه دفعه صحبت امریکا و کانادا و اینجور چیزا شده بود؛ گفتم بعضی از اینها (به خصوص امریکایی­ها) خیلی تصورشون از ایران شوته! فکر می­کنند تو ایران آخر خفقان سیاسیه و زنها روبنده میگذارند و هیچ فعالیت اجتماعی ندارن و ملت شتر سوار میشن و... گفت ما هم از این بدبختی­ها داریم؛ تا میگیم استرالیایی هستیم، فکر میکنند تو خیابون و تاکسیمون کانگورو وول میزنه!

این Christian اِ :

 

Christian

 


یکی از اون دوتا کانادایی، دانشجوی پزشکی مهمانه (David)، که برای کارهای تحقیقی ۲ماهه اومده بود. این Davidهم همسن منه و خیلی بجوش و صمیمیه. با این ۲نفر، چند بار تنیس هم رفتم این مدت. اون یکی دیگه کانادایی هم مربی شنای مدعو(!) بود که تو المپیک ۲۰ سال پیش خودش عضو تیم ملی بوده که اون هم جند وقت پیش بند و بساط رو جمع کرد و رفت. عملاً توی این خوابگاه ما، به اسم Mary E. Keyes Residence که ساختون جدید و خوبیه، این طبقه ششم (آخر) رو به دانشجوهای دائمی خود دانشگاه نمیدن و کسانی که اینجا ساکن هستند، همه یکجوری مهمان هستند؛ اغلب هم استاد مهمان، محقق مهمان و... . خلاصه دور و بری­ها همه آدم حسابی­اند! جایی که برای دانشجوهای Exchange در نظر می­گیرند ، یک ساختمون دیگه است. اما چون وقتی ما اومدیم همه خوابگاه­های دانشگاه پر شده بود (از بس به موقع اقدام کرده بودیم!) ، با پیگیری زیاد سر از این طبقه ۶ ساختمون Mary Keyes  در آوردیم که در مجموع (هزینه ­های جنبی، امکانات،...) بهتر از بقیه خوابگاه­هاست.

 

Mary Keyes Residence

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

چشم ­اندار پشت خوابگاه، خیلی زیباست. تقریباً جنگله. از اونجا الان عکس ندارم. این تصویر خودخوابگاهه،از جلو.

Mary Keyes Residence, Outside

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الان اینجام!!!

کاری نداری؟!!

 

 

 

 

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
Shabnam

از صاحب عکس آخر هم اجازه گرفتی ؟p:((:

elahe

واااااااي,چه دوست باکلاسی!!!گفتی فيزيک ميخونه؟

مسعود

پس مبلغ دينی هم شده‌ای ... گمونم ملبس از کانادا برگردی ...

سرتوماس

۱) آره الهه، اما اختر فیزیک نمی خونه! ;) ۲)کجاشو ديدی مسعود، یه تریپ زدم به دل صهیونیزم (!!)، حالا مینویسم بعداً....

مريم

سلام!...

سر توماس

به طور سنتی(!) : COOOL ! ؛ اما در حال حاضر ذکر "Awesome" مستحب موکد است!

دختر زرتشت

نتيجه اخلاقي : استادعا وقتي به كانادا مي رن هم دست از فتوي دادن بر نمي دارن

مریم

چه بده که ما به شما سر می زنيم و شما؟!